روابط بين فردي است. گلمن معتقد است افرادي كه تمايل دارند در ايجاد رابطه با ديگران موثر واقع شوند، بايد توانايي شناسايي، تفكيك و كنترل احساس خود را داشته باشند، سپس از طريق همدلي يك رابطه مناسب برقرار كنند.
ارتجاعي بودن سيستم عصبي تعيين كننده ظرفيت هاي اوليه مربوط به هر يك از حوزه هاي هوش هيجاني است. هر فرد داراي مجموعه عصب شناختي زيربنايي است كه تعيين كننده وضعيت مزاجي اوست ، مانند توانايي كنترل تكانه هاي هيجاني، كمرويي يا تحريك پذيري.
گر چه اساس زير بنايي كفايت هيجاني، عصبي است ،‌اما مدارهاي مغزي درگير، انعطاف پذيرند. هر يك از اين پنج حوزه به ميزان زيادي مجموعه اي از عادات و پاسخ هاي آموخته شده را نشان مي‌دهند، و در نتيجه مي توان با روش هاي مناسب، آنها را بهبود بخشيد. (1)

مدل هوش هيجاني بار – ان (Bar-on)
مدل ديگر در حيطة رويكرد مختلط، مدل هوش هيجاني بار – ان مي‌باشد وي مدلي چند عاملي براي هوش هيجاني تدوين كرده است. از نظر وي هوش هيجاني شامل ” مجموعه اي از توانايي ها، كفايت ها و مهارت هايي غير شناختي است كه توانايي فرد را براي كسب موفقيت در مقابله با اقتضائات و فشارهاي محيطي تحت تأثير قرار مي‌دهد. ” وصفت هيجاني دراين نوع هوش ركن اساسي است كه آن را از هوش شناختي متمايز مي‌كند .
هوش هيجاني فرد يك عامل مهم در تعيين توانايي موفقيت در زندگي است و به طور مستقيم بهداشت رواني وي را تحت تأثير قرار مي‌دهد. هوش هيجاني همچنين با ساير تعيين كننده هاي مهم ( توانايي فرد براي موفقيت در مقابله با حوادث محيطي ) مانند شرايط و پيش آمادگي هاي زيستي – طبي، استعداد عقلي شناختي و واقعيت ها و محدوديت هاي فوري در حال تغيير محيط نيز تركيب مي‌گردد. اين رويكرد با ديدگاه تعاملي بم16 و آلن17 از اين جهت كه براهميت تمركز سنجش عوامل شخصي و موقعيت هاي محيطي در پيش بيني رفتار تأكيد دارد موافق است. اپستين 18نيز بر اين ديدگاه تأكيد و بيان مي‌دارد كه طرح اين پرسش كه كداميك از آنها ( موقعيت يا شخص ) مهم ترند، امري بي معناست، چرا كه رفتار هميشه نتيجه كنش مشترك شخص و موقعيت است. رفتار هميشه در يك بافت موقعيتي رخ مي‌دهد نه در خلاء. بنابراين، بحث در باره ويژگي هاي رفتار فرد بدون مشخص كردن موقعيتي كه رفتار در آن رخ داده است، امري بي معني است .
مدل هوش هيجاني چند عاملي بار – ان با ظرفيت عملكرد مرتبط است تا خود عملكرد ( يعني ظرفيت براي موفقيت نه خود موفقيت)؛ اين چارچوب مفهومي جامع بر گروهي از مؤلفه هاي عاملي ( مهارت هاي هيجاني ) مبتني است و ساير مدل هاي موجود هوش هيجاني را نيز در بر مي‌گيرد. به اين معنا كه اين مدل تنها بر آگاهي از احساسات و استفاده از اين اطلاعات براي تطابق با زندگي تأكيد ندارد، بلكه در بر گيرندة مؤلفه هاي ديگري است كه در تعيين موفقيت فرد در كنار آمدن با فشارها و اقتضائات محيطي كم اهميت نيستند .
اصطلاح ” موفقيت ” بدان صورت كه در تعريف بار – ان از هوش هيجاني آمده است، به صورت محصول نهايي تلاش ها ي فرد براي دستيابي و رسيدن به كمال تعريف شده است و بنا بر اين ،‌مفهومي‌بسيار ذهني و به طور بالقوه تحت تأثير شرايط اجتماعي است هوش هيجاني پيش بيني موفقيت را نيز ممكن مي‌سازد، زيرا نشان مي‌دهد كه چگونه فردي آگاهي و دانش خود را در موقعيتي بي درنگ به كار مي‌گيرد.(2)
بار – ان به چند دليل اصطلاح ” هوش هيجاني ” را براي اشاره به اين سازه به كار برده است. اول اينكه، اصطلاح ” هوش ” به معني توانائي ها، كفايت ها و مهارت هاي عمده اي است كه بيانگر مجموعه آگاهي فرد براي تطابق با زندگي است. اصطلاح ” هيجاني ” نيز بر تفاوت بين اين نوع هوش خاص از هوش شناختي تاكيد دارد.
بار – ان مولفه هاي رويكرد مفهومي خود نسبت به هوش هيجاني را كه به وسيله نسخه فعلي پرسشنامه بهره هيجاني بار – ان ( EQ-I ) مورد سنجش قرار مي‌گيرند، مشخص نمود كه در جدول صفحه بعد فهرست شده اند :‌

جدول مؤلفه هاي هوش هيجاني مورد سنجش در پرسشنامه EQ-I
مؤلفه هاي درون فردي
مؤلفه هاي بين فردي
مؤلفه هاي سازش پذيري
مؤلفه هاي مديريت استرس
مولفه هاي خلق عمومي
خود آگاهي هيجاني
همدلي
حل مسأله
تحمل فشار رواني
شادكامي
ابراز وجود
مسئووليت پذيري اجتماعي
واقعيت گرايي
كنترل تكانه
خوش بيني
احترام به خود
روابط بين فردي
انعطاف پذيري

استقلال

خود شكوفايي

بار – ان نيز در اوايل دهه 1980 تحقيق جامعي براي بررسي ‌عوامل ( مهارت هاي هيجاني ) گوناگوني كه تصور مي‌شد ‌ساختار هوش هيجاني را مي‌سازند آغاز نمود. ديدگاه او شامل چهار مرحله است :
1) دسته بندي منطقي متغيرها و شناسايي عوامل كليدي زير بنايي كه ظاهراٌ به عملكرد مؤثر و سلامت هيجاني مثبت منجر مي‌شود. كشف اين متغيرها بر تجارب باليني و مرور متون بهداشت روان مبتني بود
2) تعريف عملياتي عوامل
3) ساخت پرسشنامه براي ارزيابي عوامل
4) تفسير نتايج و بكار گيري آن عوامل . اساس ارزيابي ساختار عاملي، اعتبار و پايايي پرسشنامه بار – ان بر مبناي چنين ديدگاهي ،‌مؤلفه هاي رويكرد مفهومي خود نسبت به هوش هيجاني را كه به وسيله ويرايش فعلي پرسشنامه بهرة هيجاني بار – ان ( EQ-I ) مورد سنجش قرار مي‌گيرند ،‌مشخص نمود.
بار – ان مؤلفه هاي هوش هيجاني را به صورت زير تعريف مي‌كند :‌

1- مولفه هاي درون فردي
خود آگاهي هيجاني ( ES ) emotional self- awareness يعني توانايي شناسايي و فهم هيجانهاي خود . اين مؤلفه هم بر آگاهي فرد از احساس ها و هيجان هاي خود و هم بر توانايي تمايز بين آنها، چرايي و آگاهي از اين كه چه چيزي سبب آن احساس ها شده است، تأكيد دارد.
ابراز وجود Assertiveness(AS) ‌يعني توانايي بيان احساس ها، باورها و افكار خود و توانايي دفاع از حقوق خود باشيوه هاي غير مخرب . افراد داراي اين توانايي، كمرو و باز داري شده نيستند. اين افراد قادرند بدون پرخاشگري يا بد زباني، احساس‌هاي مختلف خود را به طور صريح بيان كنند. برخورداري از اين مهارتها براي كسب موفقيت در زندگي بسيار اساسي است. اين افراد به ندرت به دليل عواطف ناراحت كننده و بازدارنده شده، احساس محدوديت مي‌كنند.
احترام به خود ( حرمت ذات ) ( SR ) self – regard يعني توانايي آگاهي، فهم، پذيرش و احترام نسبت به خويشتن . احترام به خود توانايي پذيرش جنبه‌هاي مثبت و امكانات درك شده شخص و نيز پذيرش جنبه‌هاي منفي و محدوديت هاي فردي و داشتن احساسات خوب نسبت به خود است.
خود شكوفايي ( SA ) self – actualization يعني توانايي از قوه به فعل رساندن نيروهاي دروني و عملي ساختن آنچه كه شخص قصد انجام آن را دارد و احساس لذت از انجام عمل.
خود شكوفايي در واقع، توانايي برخورداري از يك زندگي كامل، غني و معني دار است و يك مهارت سرنوشت ساز در زمينه هوش هيجاني است. به اين دليل كه مؤلفه مانند يك نقشه راه براي كسب موفقيت در زندگي عمل مي‌كند. خود شكوفايي فرآيندي پويا و مستمر از تلاش، بر اي به حداكثر رساندن رشد توانايي ها و ظرفيت هاي شخصي است.
استقلال ‌( IN ) independence يعني توانايي خود هدايت گري و خود كنترلي در تفكر و اعمال شخصي و رها شدن از وابستگي عاطفي. افراد مستقل در طراحي و اتخاذ تصميم هاي مهم زندگي متكي به خود هستند. به هر حال اين افراد قبل از تصميم گيري در جستجوي ديدگاه ديگران بر مي آيند و به آنها توجه مي‌كنند. مشورت با ديگران لزوماٌ نشانة وابستگي نيست. اشخاص مستقل از اتكا به ديگران براي برآوردن نيازهاي عاطفي شان پرهيز مي‌كنند. مستقل بودن به ميزان اعتماد به خود، نيروي دروني و به تمايل در برآوردن انتظارات و تعهدات بدون اين كه اسير آنها شوند مبتني است.

2- مؤلفه هاي بين فردي
همدلي ( EM ) ( empathy ) يعني توانايي آگاهي از عواطف، فهم و احترام به احساس هاي ديگران همدلي، حساس بودن نسبت به موضوع، چگونگي و چرايي احساس هاي ديگران و تفكر در باره شيوه عمل آنان است. همدل بودن به يك معني، توانايي ” خواندن هيجاني ” اشخاص ديگر است. افراد همدل نسبت به ديگران علاقمند بوده و نگران و مراقب آنها هستند.
روابط بين فردي ( IR ) Relationship Interpersonal يعني توانايي برقراري و حفظ روابط رضايت بخش دو سويه كه با نزديكي هيجاني، صميميمت و داد و ستد عواطف مشخص مي‌شود.
رضايت دو سويه شامل تبادلات اجتماعي معنا دار است كه به طور بالقوه پاداش دهنده و لذت بخش بوده و با بده بستان همراه مي‌باشد.
از ويژگيهاي ارتباط مثبت بين فردي، توانايي صميمت، ابراز محبت و انتقال دوستي به شخص ديگر است. اين مهارت اجتماعي عموماٌ نياز به داشتن حساسيت نسبت به ديگران، تمايل به برقراري ارتباطات و احساس رضايت از اين روابط است.
مسئوليت پذيري اجتماعي Social Responsibility ( RE ) يعني توانايي شناسايي خود به عنوان يك عضو همكاري كننده ، امداد رسان و سازنده در يك گروه اجتماعي.
اين مؤلفه، با عمل به شيوه مسئولانه ( حتي اگر فرد از آن سودي نبرد)، انجام كار با و براي ديگران ؛ پذيرش سايرين ؛ عمل، مطابق وجدان فردي و رعايت مقررات اجتماعي رابطه دارد. داشتن حساسيت بين فردي و توانايي پذيرش ديگران، در حالي كه از امكانات آنان در جهت احياء منافع جمعي استفاده مي‌شود و نه منفعت شخصي، مجموعه اي از رفتارهاي كليدي افراد برخوردار از مسئوليت اجتماعي بالاست.

3- مؤلفه هاي سازش پذيري
حل مسأله Problem solving ( PS ) يعني توانايي شناسايي و تعريف مشكلات شخصي و اجتماعي، و نيز خلق و بكارگيري راه حل هاي بالقوه مؤثر.
حل مسأله ماهيت چند مرحله اي دارد و شامل توانايي انجام مراحل زير است :
– درك مشكل و داشتن حس اطمينان و انگيزه براي مقابله مؤثر با آن
– تعريف و ضابطه بندي مشكل تا حد ممكن ( شامل گردآوري اطلاعات مربوط )
– خلق راه حل هاي احتمالي فراوان و اخذ تصميم براي اجراي يكي از آنها و انتخاب بهترين شيوه عمل و ارزيابي نتيجه آن
– تكرار فرايند در صورتي كه مشكل رفع نشده باشد.
حل مسأله با تمايل به انجام بهتر امور، نظم ،‌روش مند بودن و رويارويي با مشكلات به جاي اجتناب از آنها مرتبط است.
آزمون واقعيت ‌( واقع گرايي ) ( reality test ( RT ) يعني توانايي ارزيابي انطباق بين آنچه كه به طور ذهني و دروني تجربه مي‌شود و آنچه كه به صورت بيروني و عيني وجود دارد ( بين آنچه تجربه مي‌شود و آن چه عيناٌ وجود دارد ) به عبارت ساده تر، آزمون واقع گرايي توانايي ارزيابي صحيح موقعيت كنوني است.
آزمون واقعيت با مشاهده امور به آن شكلي كه هستند و نه به صورتي كه شخص آرزو دارد و يا مي ترسد باشند ،‌مرتبط است.
انعطاف پذيري ‌Flexibility ( FL ) يعني توانايي سازگاري با احساسات، افكار، و رفتار خود هنگام تغيير شرايط و موقعيت ها.
اين ويژگي بر توانايي كلي فرد براي انطباق با شرايط ناآشنا، غير قابل پيش بيني و پويا اشاره دارد. اشخاص منعطف براي ايجاد تغيير ،‌چابك، زرنگ و توانا هستند، بدون اينكه دچار عدم انعطاف باشند. توانايي در تغيير ذهنيت خود زماني كه شواهد نشان دهد فرد مرتكب اشتباه است و باز بودن و تحمل عقايد، نگرش ها، شيوه ها و اعمال مختلف ديگران از نشانه هاي انعطاف پذيري بالا است.

4- مؤلفه هاي مديريت استرس
تحمل فشار رواني Stress tolerance ( ST ) يعني توانايي تحمل مصائب، موقعيت هاي فشار زا و هيجان هاي شديد بدون از پا درآمدن و تحليل قوا، از طريق مقابله فعال و مثبت با

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید