مهمترين علامت درد متناوب مفصل که معمولا با فعاليت بروز می کند است. بين شدت درد و علائم راديولوژی ارتباطی وجود ندارد. در انتهای روز و انتهای هفته درد بدتر و شديدتر می شود. شدت درد در زنها بيشتر است. در افراد خيلی مسن و جوان شدت درد کمتر می باشد. با وجود علائم روحی روانی مثل افسردگی و اضطراب درد بيشتر می شود. تقريبا تمامی بيماران بعد از فعاليت درد دارند. علت درد هنگام فعاليت، فشار مکانيکی استئوفيت بر کپسول و رباط ها است و علت درد بعد از استراحت و درد شبانه، افزايش فشار داخل استخوان زير غضروف به علت انسداد جريان خون وريدی است. ساير علل درد در استئوآرتريت، سينويت التهابی، بورسيت يا تنوسينويت ثانويه مجاور مفصل، دردهای عضلانی ناشی از ضعف عضلات مجاور ، درد انتشاری از مفصل ران به زانو و فيبرومالژيا19 است(دايپ ، 1998).
2. تخريب مفصل : در استئوآرتريت پيشرفته، تخريب غضروف، استخوان و نسج نرم مجاور ديده می شود و سبب تغيير شکل، مثل ژنوواروم20 (زانوی پرانتزی) که به دليل تخريب قسمت داخلی زانو، شلی يا ناپايداری رباطی است می شود(پهلوان حسينی ، 1381).
3. تورم و التهاب نسج نرم : علاوه بر رشد غضروف و استخوان در کناره های مفصل، تورم نسج نرم به علت سينويت و تجمع مايع مفصل هم عامل برجسته شدن مفصل می باشد. گرمی مفصل علامت التهاب آن است و حملات تشديد علائم و درد به مدت چند روز يا چند هفته نيز به علت التهاب مفصل است.گاهی تجمع بيش از حد مايع مفصلی بدون گرمی ديده می شود(دايپ ، 1998).
4. از دست رفتن کارايی و ناتوان شدن بيمار : علت اصلی آن درد است اما کم شدن قدرت عضلات و کاهش حرکات مفصل هم از عوامل ديگر است (هارت21 ، 1995).
5. خشکی مفصل : در اکثر بيماران وجود دارد و به صورت اشکال در حرکت دادن مفصل بعد از مدتی استراحت بروز می کند و باوجودی که شديد است برای چند دقيقه بيشتر طول نمی کشد. در برخی موارد مدت بيشتری حداکثر تا نيم ساعت طول می کشد. علت تجمع هيالورونات22 درون و اطراف کپسول و سينويوم است(پهلوان حسينی ، 1381).
6. کريپتاسيون23 : صدای خشن قابل سمع يا لمس در حرکات فعال مفصل، خصوصا در پاتلا که با همراه درد است از بهترين علائم بالينی تشخيص استئوآرتريت است که حتی قبل از بروز علائم راديولوژی وجود دارد (باک والتر24، 2005). علت آن سايش سطوح نامنظم مفصلی و استئوفيت های کنار مفصل است. تشکيل حباب های گاز درون مايع مفصلی را نيز بايستی در نظر داشت(دايپ ، 1998).
7. احساس ناپايداری : بصورت خالی شدن مفصل يا ترس از آن است. لزوما همراه با تخريب شديد مفصل يا رباط ها نيست و به علت ضعف عضلات مجاور مفصل است(پهلوان حسينی ، 1381).
8. قفل شدن زانو : به علت گير کردن سينويوم هيپرتروفی، جابجايی مينيسک پاره شده يا قطعه کنده شده استخوانی غضروفی است(باک والتر ، 2005).
9. کاهش حرکات مفصل : اغلب همراه با شديد شدن درد در انتهای حرکات مفصل است. به نظر می رسد به دليل تماس استئوفيت ها با مپسول ضخيم شده و تغيير شکل مفصل است که مانع حرکت آزاد مفصل می شود(پهلوان حسينی ، 1381).
10. لاغری عضله چهارسر رانی : به علت درد و کاهش حرکات مفصلی طول عضله کشيده، تدريجا عضله چهارسر ضعيف و لاغر می شود که از علائم ديررس است(باک والتر ، 2005).
عوارض
افزايش ناگهانی و خودبخودی درد شديد، احتمال بروز نکروز استخوان کنديل داخلی فمور را مطرح می کند. ساير عوارض شکستگی ناشی از فشار مکرر (استرس) در پروکسيمال تيبيا، ناپايداری شديد مفصل و زاويه دار شدن مفصل است(دايپ ، 1998). پيدايش همارتروز، حملات نقرس کاذب، عفونت ثانوی مفصل و صدمه به عصب پوپليتال خارجی ممکن است ديده شود(پهلوان حسينی ، 1381).
روشهای تشخيص استئوآرتريت
1. راديوگرافی25 : راديوگرافی ساده بهترين وسيله تشخيصی استئوآرتريت است. در تعيين شدت بيماری و پيشرفت آن، واکنش به درمان و تعيين عوارض کمک کننده است. علائم راديوگرافی به ترتيب زمان پيدايش، کاهش فضای مفصلی، تشکيل استئوفيت، اسکلروز استخوان زير غضروف و کيست های استخوان زير غضروف است(دالينکا26 ، 1991). کاهش فضای مفصلی به دليل کاهش ضخامت غضروف است. ابتدا قسمت داخلی زانو درگير شده و قسمت خارجی زانو در اواخر بيماری درگير می شود. مگر اينکه بيمار ژنووالگوم27 (زانوی ضربدری) داشته باشد. استئوفيت ابتدا در سطح خلفی پاتلا و بعد در لبه داخلی و خلفی تيبيا و فمور و برجسنگی خارهای بين کنديلی تيبيا ظاهر می شود. اسکلروز استخوان زير غضروف، نشانه فشار غير طبيعی بران ناحيه و علامت شايعی در استئوآرتريت است و کيستهای استخوان زير غضروف علامت مرحله پيشرفته بيماری است. در مراحل پيشرفته تر، استخوان زير غضروف صدمه ديده و کلاپس پيدا می کند. ضخيم شدن کپسول در راديوگرافی ديده نمی شود اما تجمع مايع مفصل با جابجا کردن سايه چربی اطراف مفصل قابل مشاهده است. گاهی رسوب املاح کلسيم يا استخوان سازی در نسج نرم مجاور مفصل ديده می شود(دالينکا ، 1991)و(دايپ ، 1998).
2. آرتروگرافی28 : آرتروگرافی با ماده حاجب و هوا برای تعيين تغييرات موضعی مثل کندگی استخوانی غضروفی، ضايعه مينيسک، پارگی کپسول و اجسام آزاد مفصلی و نيز تعيين ضخامت غضروف کاربرد دارد(پهلوان حسينی ، 1381).
3. اولتراسوند29 : اولتراسوند و دالپر تنها نسوج نرم را می تواند بررسی کند و از استخوان عبور نمی کند. در تشخيص تجمع مايع مفصلی و ضخامت سينويوم کاربرد دارد. ضايعات تاندون و نسوج نرم اطراف مفصل را نشان می دهد. کيست بيکر و پارگی کپسول را مشخص می کند(پهلوان حسينی ، 1381).
4. ام آر آی 30 : تمامی قسمتهای زانو را بررسی می کند، وجود مايع مفصلی ، سينويوم ضخيم شده، وضع مينيسک و رباطهای زانو، استئوفيت های کناری و مرکزی، ادم استخوان زير غضروف و نقص های غضروفی را نشان می دهد. همچنين روش هايی برای تعيين حجم غضروف و نقشه برداری از حجم و سطح غضروف دارد. با ام آر آی بعنوان روش انتخابی، می توان پاتولوژی های همراه استئوآرتريت مثل نکروز استخوان، عفونت استخوان و مفصل، پارگی مينيسک را تشخيص داد(دايپ ، 1998).
5. آرتروسکوپی31: آرتروسکوپی يک وسيله جراحی است که پزشک متخصص ارتوپدی از آن برای ديدن داخل مفصل به جهت تشخيص يا درمان بيماری استفاده ميکند. کلمه آرتروسکوپی به معنای ديدن داخل مفصل است. Arthro به معنای مفصل و Scopy به معنای ديدن است. در واقع يک آرتروسکوپ يک مفصل بين است. پزشک معالج با ديدن داخل مفصل مي تواند بسياری از بيماري های آنرا تشخيص داده و ميتواند اقدام به درمان جراحی بعضی از آنها از طريق آرتروسکوپ کند(منصوری ، 1391).

عکس1-1- نحوه انجام آرتروسکوپی
درمان
هدف اصلی درمان، تسکين علائم، حفظ و بهبود کارايی مفصل، کاهش ناتوانی بيمار، کم کردن خطر پيشرفت بيماری و تسريع در ترميم مفصل است. درمان های متعددی از آموزش های ساده به بيمار تا روش های پيچيده درمان طبی و جراحی وجود دارد.
1. آموزش و توصيه های لازم به بيمار : با توضيح ساده ای از مکانيسم بيماری شروع می شود. فعاليت ها و ورزش های مجاز آموزش داده می شود. چون چاقی عامل خطر ساز پيداش و پيشرفت بيماری است به افراد چاق بايستی توصيه کرد لاغر شوند. کم کردن وزن حتی به مقدار جزيی در تسکين درد موثر است(فلسون32 ، 2005).
2. فيزيوتراپی و آب درمانی : در درمان استئوآرتريت متوسط تا شديد نقش مهمی ايفا می کند. ورزش های ايزومتريک تقويت کننده عضله چهارسر رانی و همسترينگ را به بيمار آموزش داده و توصيه به تکرار مداوم آن می شود (اورايلی33 ، 1999). در صورت محدوديت حرکت مفصل، خصوصا در جهت بازشدن کامل زانو، اقدامات لازم در جهت بدست آوردن حرکت کامل مفصل صورت می گيرد. گرمای مرطوب و اولتراسوند در تسکين درد موثر است. آب درمانی کمک به تسکين درد و شل شدن گرفتگی عضلات می کند. دياترمی با موج کوتاه به علت اثرات تخريب کننده توصِه نمی شود(باک والتر ، 1994).
3. وسايل کمکی : استفاده از کفش، تو کفشی و وسايل کمکی مناسب به بهبود علائم کمک می کند(ليو34 ، 1998). در مواردی که استئوآرتريت قسمت داخلی زانو با تغيير شکل پرانتزی زانو (ژنووارم) همراه است استفاده از کفشی پاشنه و پنجه آن در سمت خارجی، بلندتر از سمت داخل باشد موثر است. در گرفتاری پاتلوفمورال نگه داشتن پاتلا در سمت داخل با چسب يا زانو بند کمک کننده است(دايپ ، 1998).
4. درمان طبی : مصرف دارو در درمان استئوآرتريت مورد اختلاف نظر است. مصرف برخی از داروهای مسکن ممکن است اثرات منفی داشته باشد و برخی اثرات سوءدارويی خصوصا در افراد مسن ديده شده است. از اين رو بايستی در مصرف دارو، خيلی ملاحظه کار بود(پهلوان حسينی ، 1381).
5. جراحی : درد شديدی که به ساير درمان ها جواب نداده باشد مورد جراحی قرار می گيرد. در موارد درد مداوم و شديد شبانه، يا حين استراحت هم نياز به جراحی است. در موارد وجود قطعات آزاد داخل مفصلی صدمه مينيسک برای بدست آوردن پايداری مفصل و اصلاح تغيير شکل زانو نيز جراحی نيز کاربرد دارد.انواع مختلف جراحی وجود دارد که انتخاب روش بستگی به سن، فعاليت بدنی بيمار، شدت درگيری و تعداد قسمت های درگير زانو دارد.
فيزيوتراپی
فيزيوتراپی از دو کلمه (Physio) به معنی بدن يا جسم و (Therapy) به معنای درمان تشکيل شده است. به عبارت ديگر فيزيوتراپی به معنی درمان از طريق استفاده از پديده های فيزيکی موجود در جهان پيرامون، از جمله گرما، سرما، الکتريسيته، نور، آب، حرکت درمانی، فشارهای دستی، امواج الکترومغناطيس، جريان های محرک، ساختارهای عضلانی و غيره است که از تبديل يا به کارگيری این دسته از عوامل طبيعی و مصنوعی جهت درمان بيمار استفاده می گردد. فيزيوتراپی يک شکل جامع پزشکی- درمانی استوار بر مبنای علمی است که در بسياری از رشته های تخصصی پزشکی به کار ميرود(ترکان،1383).
ماهيت فرايند های فيزيوتراپی
فيزيوتراپی، خدمتی است که تنها توسط و يا با هدايت و نظارت يک فيزيوتراپيست صورت می‌گيرد وشامل : بررسی، تشخيص، برنامه ريزی درمانی، مداخله و ارزيابی می‌باشد.
1. بررسی35 : شامل معاينه36 انفرادی و گروهی نقص‌های بالقوه يا بالفعل، محدوديت های عملکردی، ناتوانايي ها، يا ساير مشکلاتی که توسط گرفتن تاريخچه، غربالگری و همچنين با استفاده از آزمايشات خاص و اندازه گيری و ارزيابی نتايج معاينات از طريق آناليز آنها در چهارچوب يک فرايند منطقی بالينی می‌توان به آن پی برد.
2. تشخيص37 : از معاينات و ارزيابی آنها بدست می‌آيد و بيانگر نتيجه حاصل از فرايند منطقی بالينی می‌باشد. تشخيص ممکن است به صورت نقص حرکتی بيان شود يا شامل دسته‌های مختلفی از آسيب ها، محدوديت های حرکتی، توانايي ها/ ناتواني ها يا سندرم ها باشد.
3. برنامه ريزی38 : با تعيين نياز به مداخله آغاز می‌شود و معمولا به ايجاد برنامه‌ای برای مداخله ختم می‌شود که شامل اهداف نهايی قابل اندازه گيری که با بيمار، خانواده يا فردی که از وی مراقبت می‌کند، قابل بحث می‌باشد.
4. مداخلات39 : انجام می‌شوند و برای رسيدن به اهداف توافق شده تغيير مي يابند و ميتواند شامل درمان با دست، بهبود حرکتی، استفاده از وسايل فيزيکی، مکانيکی و الکتريکی- درمانی، آموزش عملکرد، فراهم کردن وسايل کمکی و نحوه استفاده از آنها، راهنمايی و ارائه مشورت به بيمار، مستند سازی، هماهنگی و ارتباطات باشد. مداخلات همچنين ممکن است با هدف پيشگيری از آسيب ها، محدوديت های حرکتی، ناتواني ها يا صدمات صورت گيرند که در اين صورت شامل بهبود و حفظ سلامتی، کيفيت زندگی و توانايی در تمام سنين و جمعيت ها می‌باشد.
5. ارزيابی40 : مستلزم انجام مجدد معاينات با هدف ارزيابی نتايج حاصل می‌باشد(سايت بيتوته،1391).
حرکت درماني در آب
در ي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید