ين تفاوت ها از حيث آماری معنادار بود(000/0=P و 14/290=F). به عبارت ديگر سه گروه حرکت درمانی در آب ، مکمل گلوکزامين و کنترل در مجموع پيش آزمون و پس آزمون در متغير عملکرد دارای تفاوت معنادار هستند. در تحليل واريانس برای داده های مکرر، مهمترين اقدام مقايسه شيب خطوط تغييرات گروه های تحقيق است. در شکل 4-6 مشاهده می شود که شيب خط در گروه حرکت درمانی در آب بيشتر از گروه مکمل گلوکزامين وکنترل است. از آنجا که اين تفاوت از لحاظ آماری دارای اختلاف معنادار است (00/0=P و287/905=F)، در اصطلاح آماری گفته می شود سه گروه دارای تعامل هستند. در مقايسه درون گروهی، نيز پيشرفت يا پسرفت معناداری در مجموع نمرات سه گروه ديده می شود(00/0=P و 274/343=F).

فصل پنجم
بحث و نتيجه گيری

اطلاعات اين فصل در پنج قسمت ارائه می شود. در قسمت اول، خلاصه ای از بيان مساله و روش اجرای پژوهش گزارش می گردد. در قسمت دوم، يافته های پژوهش به طور کلی بيان می شود. در قسمت سوم، به بحث و نتيجه گيری و مقايسه يافته های همحوان و ناهمخوان مطالعات پيشين پرداخته می شود. پيشنهادات عملی برخاسته از پژوهش در قسمت چهارم ارائه می شود و در نهايت، پيشنهاد های پژوهشی مرتبط با اين پژوهش ارائه می گردند.
خلاصه يافته های پژوهشی
آرتروز زانو51 از عوامل شايع ايجاد درد در افراد بالاتر از چهل سال است . ميزان ابتلا در خانم‌ها نسبت به آقايان بيشتر است . آرتروز يک بيماری تخريبی در مفصل است که از آن به بيماری مفصلی پيشرونده52 ياد می‌شود . از اين بيماری به نام‌های استئوآرتريت و استئوآرتروز نيز ياد می کنند .
داروهای متعددی در کنترل درد اين بيماران بکار برده ميشوند . گلوکوزآمين و کندراتين سولفات53 از دسته مکمل های خوراکی هستند و ممکن است در کاهش درد اين بيماران موثرباشند(منصوری،1390).
حرکت درمانی در آب54 تلفيقی از تمرين در آب و فيزيوتراپی است . اين روش ، رويکرد درمانی جامعی است که از تمرينات آبی طراحی شده برای کمک به توانبخشی وضعيتهای گوناگون استفاده ميکند . هر برنامه تمرينی با اجزای ويژه ای سازماندهی ميشود : گرم کردن ، کشش ، قدرت و استقامت عضلانی و رهاسازی . هر جزء به درصد خاصی از زمان کلاس نياز دارد . حرکت درمانی در آب رويکردی بديع برای درمان در آب است که اتکا به نفس را در ميان بيماران افزايش ميدهد ، به زمان کاری کمتری نياز دارد و حداکثر استفاده را از استخر در مقايسه با برنامه های سنتی آن خواهد داشت .
هدف پژوهش مقايسه دو روش درمانی حرکت درمانی در آب و مصرف مکمل های گلوکزامين و کندراتين در بيماران زن مبتلا به استئوآرتريت زانو بود. آزمودنی های اين تحقيق 45 نفر از زنان 40 تا 60 سال بودند که توسط پزشک متخصص معاينه شده و مبتلا به بيماری استئوآرتريت ضعيف يا متوسط بودند و به طور تصادفی به سه گروه: حرکت درمانی در آّب با ميانگين سن (54/58±5/282)، قد(165/67±3/200) و وزن(77/17±4/489)، گروه مکمل گلوکزامين و کندراتين با ميانگين سن(55/54±4/427)، قد(163/69±2/955) و وزن(73/62±4/154)، وگروه کنترل با ميانگين سن (55/87±3/021)، قد(166/47±2/066) و وزن(77/47±2/669) تقسيم شدند. ابزار اندازه گيری شامل دو پرسشنامه عملکرد (WOMAC) و مقياس ديداری درد (VAS) بود.
اولين ارزيابی در هفته اول بود. از نمونه های مورد پژوهش خواسته شد که طی 8 هفته انجام پژوهش مکمل درمانی تجويزی را طبق نسخه پزشک مصرف کرده و تغيير خود سرانه در مقدار و نحوه مصرف نداده و هم چنين حرکات منظم ورزشی و روش های فيزيوتراپی را بجز آنچه که از گروه آب درمانی خواسته خواهد شد، به برنامه فعاليتی خود اضافه ننمايند. سپس گروه آب درمانی، برنامه آب درمانی را به مدت 8 هفته و هر هفته 3 جلسه و هر جلسه30 – 45 دقيقه در استخر تحت نظر پژوهشگر و هيدروتراپ انجام دادند. در هر جلسه توسط هيدروتراپ و پژوهشگر حرکات درمانی در آب گرم حدود 28 – 30 درجه سانتيگراد نمايش داده شد و سپس گروه آب درمانی تمرينات را طبق برنامه اجرا نمودند. به منظور تجزيه و تحليل اطلاعات جمع آوری شده از روش های آمار توصيفی و استنباطی استفاده شد. از آمار توصيفی جهت تدوين توزيع فراوانی، ميانگين و درصد ها و از آمار استنباطی جهت معناداری فرضيه ها استفاده شد. عمليات آماری با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 17 انجام گرفت و سطح معناداری آزمون ها P0/05 در نظر گرفته شد.
درد زانو و عملکرد آزمودنی ها در هر دو گروه حرکت درمانی در آب و مصرف مکمل گلوکزامين و کندراتين پس از اجرای پروتکل به ميزان معنی داری بهبود يافته بود، ولی بهبود در گروه حرکت درمانی در آب بيشتر از گروه مکمل گلوکزامين و کندراتين بود.
بحث و نتيجه گيری و مقايسه يافته های همخوان و ناهمخوان
نتايج اين مطالعه نشان داد که انجام تمرينات حرکت درمانی در آب و مصرف مکمل گلوکزامين و کندراتين هر دو باعث بهبود عملکرد و درد در بيماران استئوآرتريت می شود. در ادامه توضيح بيشتر اين مطلب با بازخوانی نتايج بدست آمده از اين مطالعه و مطالعات پيشين ارائه می گردد.
در تحقيق حاضر يک سری عوامل اندازه گيری شد که نتايج زير را در بر داشت :

فرضيه اول : ميزان درد آزمودنی های گروه حرکت درمانی در آب بعد از اجرای تمرينات بهبود پيدا کرده بود.
هينمن55 و همکاران (2007)، در مطالعه ای به بررسی تاثير آب درمانی بر روی بيماران مبتلا به استئوآرتريت زانو و ران پرداختند. در پايان نتيجه گرفتند که آب درمانی باعث کاهش درد و خشکی صبحگاهی و افزايش عملکرد حرکتی و ديگر فاکتورها می شود، فولی56 و همکاران (2003)، در مطالعه ای گزارش نمودند که قدرت و سرعت راه رفتن در گروه آب درمانی نسبت به تمرين درمانی در خشکی بهبود قابل توجهی را نشان ميدهد. که اين تحقيقات با تحقيق حاضر همخوانی دارد که احتمالا به دليل مدت زمان و تعداد روزهای يکسان در آب درمانی و مقاومت آب در تمرينات بوده است.
فرضيه دوم : ميزان عملکرد آزمودنی های گروه حرکت درمانی در آب بعد از اجرای تمرينات بهبود پيدا کرده بود.
مهرابيان و همکاران (1391)، طی تحقيقی در رابطه با “تاثير يک دوره منتخب ورزش در آب بر درد، ميزان علائم، عملکرد حرکتی و کيفيت زندگی زنان سالمند مبتلا به استئوآرتريت زانو” به اين نتيجه رسيدند که انجام تمرينات ورزش در آب توسط بيماران مبتلا به استئوآرتريت به طور کامل امکان پذير و راحت می باشد که تمامی نتايج اين تحقيقات با نتيجه تحقيق حاضر همخوانی دارد که احتمالا به دليل آزمودنی های زن و سالمند در هر دو تحقيق می باشد.
لوند57 و همکاران (2008) در بررسی تاثير ورزش در آب و خشکی در بيماران مبتلا به استئوآرتريت زانو نشان دادند که ورزش در آب بهبود معنی داری را در شدت درد، علايم بيماری، عملکرد حرکتی و کيفيت زندگی افراد مبتلا به استئوآرتريت زانو موجب نمی شود که با تحقيق حاضر همخوانی ندارد.
دلايل احتمالی تفاوت های به دست آمده در يافته های اين تحقيق با تحقيقات ديگر را می توان به متفاوت بودن روش تحقيق و يا بعضی از متغير های تحقيق همچون نوع پروتکل تمرينی، ابزار اندازه گيری و حتی شدت بيماری آزمودنی های شرکت کننده در اين تحقيقات نسبت داد.
فرضيه سوم : ميزان درد آزمودنی های گروه گلوکزامين و کندراتين بعد از مصرف مکمل بهبود داشته است.
جستان مرنی و همکاران (1389)، به نتايجی رسيدند که رژيم دو دارويی گلوکزامين با پردنيزولون در يک دوره درمانی 12 هفته ای تاثير بهتری نسبت به رژيم تک دارويی گلوکزامين در کاهش درد و بهبود عملکرد مفصلی بيماران مبتلا به استئوآرتريت زانو دارد. با تحقيق حاضر همخوانی دارد که احتمالا به دليل تشابه مقدار دوز مصرف مکمل گلوکزامين و کندراتين در طول مدت درمان بوده است.
فرضيه چهارم : ميزان عملکرد آزمودنی های گروه گلوکزامين و کندراتين بعد از مصرف بهبود داشته است.
پوژالت58 و همکاران(1980)، در گروهي كه مکمل دريافت كرده بودند بهبود قابل توجه در درد، تندرنس مفصل وتورم مشاهده شد. جستان مرنی و همکاران (1389)، به نتايجی رسيدند که رژيم دو دارويی گلوکزامين با پردنيزولون در يک دوره درمانی 12 هفته ای تاثير بهتری نسبت به رژيم تک دارويی گلوکزامين در کاهش درد و بهبود عملکرد مفصلی بيماران مبتلا به استئوآرتريت زانو دارد. که با نتايج تحقيق حاضر همخوانی دارد. که احتمالا به دليل تشابه مقدار دوز مصرف مکمل گلوکزامين و کندراتين در طول مدت درمان بوده است.
فرضيه پنجم : بين ميزان درد گروه حرکت درمانی در آب و مصرف مکمل گلوکزامين و کندراتين قبل و بعد از دوره درمان تفاوت معنی داری وجود داشت.
براون59 و همکاران (2010)، در تحقيقی “اثر يک برنامه پياده روی و مکمل گلوکزامين سولفات بر روی بيماران مبتلا به استئوآرتريت مفصل زانو و ران” اين را نشان دادند که استفاده از گلوکزامين و کندراتين باعث بهبود علائم در بيماران مبتلا به استئوآرتريت می شود. اين تحقيق با تحقيق حاضر همخوانی دارد، گلوکزامين و کندراتين بر روی اجزای مايع سينوويال تاثير می گذارد و باعث بهبود علائم می شود.
فرضيه ششم : بين ميزان عملکرد گروه حرکت درمانی در آب و مصرف مکمل گلوکزامين و کندراتين قبل و بعد از دوره درمان تفاوت معنی داری وجود داشت.
يلفانی و همکاران (1391)، در مطالعه “مقايسه ميزان تاثير يک دوره آب درمانی و فيزيوتراپی بر عملکرد، راه رفتن و کنترل ديناميک افراد مبتلا به استئوآرتريت مفصل زانو” دريافتند که آب درمانی نيز مشابه با فيزيوتراپی اثر بخشی معنی داری بر روی بيماران داشت. پورفرضی و همکاران (1388)، دريافتند که دو رژيم درمانی دو دارويی گلوکزامين همراه با کلروکين و رژيم تک دارويی گلوکزامين در مدت 12 هفته تاثير معنا داری در درمان بيماران مبتلا به استئوآرتريت زانو و کاهش درد آنها نشان دادند که با نتايج تحقيق حاضر همخوانی دارد. دلايل همخوانی اين تحقيقات با تحقيق حاضر می تواند مقدار دوز مصرف مکمل گلوکزامين وبرنامه آب درمانی مشابه باشد.
ميزان بهبود درد و عملکرد در گروه حرکت درمانی در آب نسبت به گروه مکمل گلوکزامين و کندراتين بيشتر بوده است که اين مطلب نيز احتمالا مي تواند ناشی از فوايد و تاثيرات درمان های فعال نسبت به درمان های غير فعال و بويژه اثرات سودمند آب درماني نسبت به ساير درمان ها باشد.
نتيجه گيری
در مجموع نتايج پژوهش حاضر نشان می دهد که هر دو روش درمانی بر روی بهبود درد و عملکرد بيماران مبتلا به استئوآرتريت تاثيرگذار است. اما در مقايسه دو گروه آب درمانی و مصرف مکمل گلوکزامين و کندراتين ، بهبود بيشتری در درد و عملکرد بيماران گروه آب درمانی نسبت به گروه مکمل گلوکزامين و کندراتين ديده شد، و همچنين بهبود بيشتری در عملکرد و درد بيماران گروه مکمل گلوکزامين و کندراتين نسبت به گروه کنترل ديده شد.
پيشنهاد های عملی حاصل از پژوهش
نتايج اين تحقيق نشان می دهد درمان استئوآرتريت توسط حرکت درمانی در آب بهبود بيشتری در عملکرد و درد در بيماران ايجاد می کند بنابراين پيشنهاد می شود برای بهبود بيماران از ورزش و حرکت درمانی در آب استفاده شود.

پيشنهاد های پژوهشی
پيشنهاد می شود پژوهش حاضر بر روی مردان مبتلا به استئوآرتريت نيز انجام شود. و نتايج آن با پژوهش حاضر مقايسه گردد.
پيشنهاد می شود ساير روش های درمانی ورزشی را نيز با مصرف مکمل های عذايي مقايسه کرده و نتايج آن با نتايج اين تحقيق مقايسه گردد.

پيوست 1

به نام خدا
با سلام و آرزوی موفقيت برای شما
پژوهش حاضر بر روی بيماران زن مبتلا به استئوآرتريت زانو می باشد. که شامل 8 هفته مصرف مکمل گلوکزامين و کندراتين و يا اجرای

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید