ت (ب) جدول مشخص است، طبق نتايج حاصل از تحليل رگرسيون به روش گام به گام، از ميان متغيرهاي هوش معنوي و تاب آوري، هوش معنوي به دليل اينکه بتاي (76/0=b) بزرگتري نسبت به تاب آوري (65/0=b) دارد، بهترين پيش بين براي سلامت روان دانشجويان است. ضريب همبستگي چندگانه (64/0=MR) و ضريب تعيين آن ها (41/0=RS) است. ضريب تعيين نشان مي دهد که 41 درصد واريانس سلامت روان دانشجويان بوسيله متغيرهاي هوش معنوي و تاب آوري قابل تبيين است.
ج) يافته هاي جانبي
در اين قسمت به بررسي يافته هاي مربوط به مقايسه هوش معنوي، تاب آوري و سلامت روان دانشجويان از لحاظ جنسيت و تاهل پرداخته مي شود.
جدول4-7: نتايج تحليل واريانس چند متغيري (مانوا) هوش معنوي، تاب آوري و سلامت روان دانشجويان دختر و پسر
نام آزمون
مقدار
DFفرضيه
DF خطا
F
p
آزمون اثر پيلايي
12/0
4
218
49/3
34/0
آزمون لامبداي ويلكز
56/0
4
218
49/3
34/0
آزمون اثر هتلينگ
04/0
4
218
49/3
34/0
آزمون بزرگترين ريشه روي
04/0
4
218
49/3
34/0
همانگونه كه در جدول 4-7 مشخص است، سطوح معني داري همه آزمون ها، بيانگر آن هستند كه بين دانشجويان دختر و پسر از لحاظ هيچ يك از متغيرهاي وابسته (هوش معنوي، تاب آوري و سلامت روان) تفاوت معني داري وجود ندارد (34/0p و 49/3=F). به عبارت ديگر بين هوش معنوي، تاب آوري و سلامت روان دانشجويان از لحاظ جنسيت تفاوتي وجود ندارد.
جدول4-8: نتايج تحليل واريانس چند متغيري (مانوا) هوش معنوي، تاب آوري و سلامت روان دانشجويان متاهل و مجرد
نام آزمون
مقدار
DFفرضيه
DF خطا
F
p
آزمون اثر پيلايي
14/0
4
218
03/5
26/0
آزمون لامبداي ويلكز
32/0
4
218
03/5
26/0
آزمون اثر هتلينگ
10/0
4
218
03/5
26/0
آزمون بزرگترين ريشه روي
10/0
4
218
03/5
26/0
همانگونه كه در جدول 4-8 مشخص است، سطوح معني داري همه آزمون ها، بيانگر آن هستند كه بين دانشجويان مجرد و متاهل از لحاظ هيچ يك از متغيرهاي وابسته (هوش معنوي، تاب آوري و سلامت روان) تفاوت معني داري وجود ندارد (26/0p و 03/5=F). به عبارت ديگر بين هوش معنوي، تاب آوري و سلامت روان دانشجويان از لحاظ وضعيت تاهل تفاوتي وجود ندارد.

فصل پنجم: بحث و نتيجه گيري

همانگونه که در فصل اول بيان شد هدف از انجام اين پژوهش بررسي رابطه تاب آوري و هوش معنوي با سلامت روان دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي خرم آباد بود و فصل دوم، ديدگاه هاي نظري و سوابق پژوهشي متغيرهاي تاب آوري، هوش معنوي و سلامت روان بررسي گرديد. همچنين، در فصل سوم بيان شد جامعه آماري پژوهش شامل کليه دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي خرم آباد در سال تحصيلي 92-93 بود و نمونه پژوهش شامل 225 دانشجو از جامعه مذکور بود که بصورت تصادفي خوشه ايي چند مرحله ايي انتخاب شدند و براي جمع آوري داده هاي پژوهش از سه پرسشنامه تاب آوري کونور و ديويدسون (2003)، پرسشنامه هوش معنوي امرام و دراير (2007) و پرسشنامه سلامت روان 25-SCL استفاده شد. داده ها در فصل چهار مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت و نتايج بدست آمده در اين فصل مورد بحث و نتيجه گيري قرار خواهد گرفت.
بحث و نتيجه گيري
فرضيه اول: بين تاب آوري با سلامت روان دانشجويان رابطه وجود دارد.
با توجه به نتايج جدول 4-4 مشخص شد، ضريب همبستگي تاب آوري با سلامت روان دانشجويان 64/0 =r مي باشد که در سطح 0001/0 بود. به عبارت ديگر، بين تاب آوري با سلامت روان دانشجويان رابطه مثبت معناداري وجود دارد. در نتيجه فرضيه اول تحقيق تاييد مي گرد.

نتيجه اين فرضيه با تحقيقات سقائيان و سميع (1392)، خزل (1390)، فقيهي(1391)، نصير(1389)، پونده نژادان و درخش (1388)، لازارو، کاپونز و آنتونت (2013)، وايت و ريچاردسون (2012)، گمليک و همکاران (2010) و باسول و بودريو (2000) همسو مي باشد.
در تبيين فرضيه اول تحقيق که مشخص گرديد بين تاب آوري با سلامت روان دانشجويان رابطه مستقيم و معناداري وجود دارد مي توان بيان نمود که، تاب آوري به دليل خصيصه ايي که در دانشجويان که از افراد بالقوه پويا در جامعه پر چالش آموزشي هستند، ايجاد مي کند مي توانند منجر به تقويت سلامت روان و عملکرد اجتماعي- شغلي افراد شده و آسيب هاي روان شناختي در آن ها را کاهش دهد. داشتن چنين خصيصه اي در محيط آموزشي به خصوص دانشگاه که در آن دانشجويان به دليل مشکلات اجتماعي و اقتصادي فشارهاي متعددي را ادراک مي کنند، باعث انعطاف پذيري کنشي بالا مي شود، چرا که فرد، خود را با عوامل فشارزاي محيط با وجود شرايط سخت وفق مي دهد. اينگونه انعطاف پذيري و تاب آوري به افراد کمک مي کند که در تعديل کردن، تنظيم کردن و تغيير دادن سطح کنترل خود براي روبرو شدن با تغييرات در محيط مقابله نمايد و سازگار شوند. همانگونه که ماستن در نظريه خود (2005) بيان نمود، تاب آوري اشاره بر فرايندي پويا دارد که به افراد کمک مي کند در زمان مواجهه با شرايط ناگوار يا ضربه هاي روحي به صورت مفيدي عمل کنند و رفتار انطباقي مثبت از خود نشان دهند و سطح سلامت روان خود را حفظ و ارتقا بخشند. بنابراين با بالا بودن سطح تاب آوري دانشجويان سازوکارشان در محيط آموزشي دانشگاه تقويت مي شود و باعث مي گردد متمرکز بر حل چالش هاي شخصي و تحصيلي باشند و اينگونه عملکرد نشان بر اين مسئله دارد که ويژگي هاي شخصي و تحصيلي خود را تعالي مي بخشند و اضطراب کمتري را تجربه کنند و همچنين دچار مشکلات روان شناختي همچون افسردگي در طول تحصيل نشوند و تعملات اجتماعي بالاتري را نشان دهند. بنابراين مي توان نتيجه گرفت که تاب آوري با سلامت روان دانشجويان در تعامل متقابل است و ميزان تاب آوري دانشجويان در محيط دانشگاه سبب مي گردد تا دانشجويان به مسئوليت هاي فردي و اجتماعي خود توجه نموده، در برابر پيشامدها تسليم نشوند و با ضعف اراده مواجهه نشوند. بنابراين تاب آوري در دانشجويان که قشر زير بنايي رشد و تعالي علمي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي کشور هستند مي تواند انسجام رواني و در کل سلامت رواني را فراهم نمايد.
فرضيه دوم: بين هوش معنوي با سلامت روان دانشجويان رابطه وجود دارد.
با توجه به نتايج جدول 4-5 مشخص شد، ضريب همبستگي هوش معنوي با سلامت روان برابر 71/0 =r مي باشد که در سطح 0001/0 معنادار بود. به عبارت ديگر، بين هوش معنوي با سلامت روان دانشجويان رابطه مثبت معناداري وجود دارد. در نتيجه فرضيه دوم تحقيق تاييد گرديد.
نتيجه اين فرضيه با تحقيقات سميع پور (1390)، عليپور و همکاران (1389)، باقري و همکاران (1389)، جمالي و همکاران (1388)، رئيسي (1387)، ترج و موربرگ (2010)، واين رانگ تاي (2009) و مريل (2008) همسو مي باشد.
در تبيين نتيجه فرضيه دوم تحقيق مي توان گفت معنويت و گرايش هاي معنوي در زندگي انسان ها موجب افزايش انطباق‌پذيري و ارتقاي سلامت روان مي‌شود. معنويت به دليل اينکه فرد را از بحران معنا و احساس پوچي رها مي سازد و موجب استحکام در برابر مشکلات، چالش ها، رويدادها و حوادث زندگي مي شود مي تواند با ميزان کاهش اضطراب و افسردگي و افزايش تعاملات اجتماعي بيشتر به افزايش سطح سلامت روان در زندگي دانشجويان که از ارکان اساسي يک جامعه آموزشي مي باشد کمک کند.. هوش معنوي در دانشجويان با توجه به اهميت کارکردي که در متعادل ساختن ابعاد فردي و اجتماعي افراد دارد، ارتباط تنگاتنگي با کاهش اختلالات روان شناختي در سطح خانواده و زندگي تحصيلي داشته باشد. هوش معنوي در دانشجويان سبب مي گردد که در زمينه هاي گوناگون سازگار باشند و شناخت خود را در موقعيتهاي خاص زندگي دروني ذهن و نفس و ارتباط آن با جهان را ارتقا بخشند و ظرفيت فهم عميق سؤالات وجودي و بينش نسبت به هوشياريشان را افزايش دهند. لذا مي توان گفت که، هوش معنوي در دانشجويان در محيط هاي آموزشي دانشگاه که رقابت و انسجام رواني- جسمي و پويايي در آن نقش اساسي دارد، مي تواند سبب شود که دانشجويان از نفس يا نيروي زندگي تکاملي خلاق بهره جويد و ادراک آرامش و تعادل رواني را بيشتر احساس کنند. بنابراين بايد بيان داشت در دانشجويان هوش معنوي زمينه افزايش سلامت روان را فراهم مي نمايد و در نتيجه، هوش معنوي با سلامت روان در دانشجويان در ارتباط مستقيم است.
فرضيه سوم: بين تاب آوري و هوش معنوي با سلامت روان دانشجويان رابطه چندگانه وجود دارد.
با توجه به نتايج جدول 4-6 مشخص شد، بين هوش معنوي و تاب آوري با سلامت روان ضريب همبستگي چندگانه وجود دارد (68/0MR=، 57/67=F،0001/0P) وجود دارد. همچنين مشخص گرديد، از ميان متغيرهاي هوش معنوي و تاب آوري، هوش معنوي به دليل اينکه بتاي بزرگتري نسبت به تاب آوري دارد، بهترين پيش بين براي سلامت روان دانشجويان است.
نتيجه فرضيه آخر تحقيق با تحقيقات سقائيان و سميع (1392)، خزل (1390)، سميع پور (1390)، عليپور و همکاران (1389)، رئيسي (1387)، لازارو، کاپونز و آنتونت (2013) همسو مي باشد.
در تبيين نتيجه فرضيه آخر تحقيق مي توان اظهار داشت که تاب آوري در دانشجويان باعث مي شود که افراد در شرايط دشوار و با وجود عوامل خطرزا، از ظرفيت هاي موجود خود در دستيابي به موفقيت و رشد زندگي استفاده کند و از چالش ها و آزمون ها به عنوان فرصتي براي توانمند کردن خود بهره جويند و از آن ها سربلند بيرون آيند. از طرفي معنويت به ‌عنوان يک هوش در دانشجويان بيانگر مجموعه‌اي از توانايي‌ها و ظرفيت‌ها و منابع معنوي است و نياز فرا رفتن از خود در زندگي روزمره و يکپارچه شدن با کسي غير از خود فرد را ارضا مي کند. بنابرين مي توان گفت بين تاب آوري و هوش معنوي با سلامت روان دانشجويان رابطه چندگانه وجود دارد. در خصوص اينکه مشخص گرديد بهترين پيش بين سلامت روان دانشجويان، هوش معنوي است مي توان گفت، هوش معنوي مسبب زندگي هدفمندي تري مي شود و احساس پوچي که مانع تعالي افراد مي شود را کاهش مي دهد و در کل هوش معنوي ابعاد زندگي دانشجويي را از لحاظ احساسي (عاطفي)، خلق صميميت و ارتباط احساسي و نهايتا آرامش در زندگي دانشجويي که زندگي پر چالشي است، تسهيل مي نمايد و مي توان نتيچه گرفت که هوش معنوي، سلامت روان را براي دانشجويان در محيط پويا و علمي و رقابت انگيز دانشگاه که نيازمند آرامش ذهني در آن هستند را تقويت مي کند و انسجام رواني و ذهني دانشجويان را پيش بيني و موجب تسهيل و افزايش شناخت خود و اراده، بالغي عاطفي، توانايي مقابله، توجه به مسئوليت هاي فردي – اجتماعي و در نهايت افزايش سلامت روان و جسمي و کيفيت زندگي در سطح دانشگاه و جامعه مي شود. در نتيجه هوش معنوي براي دانشجويان بهترين پيش بين سلامت روان آن ها مي باشد.

تبيين اهداف جانبي
در پژوهش حاضر مشخص شد که بين دانشجويان دختر و پسر و همچنين مجرد و متاهل از لحاظ هوش معنوي، تاب آوري و سلامت روان تفاوت معني داري وجود نداشت. مي توان بيان داشت که دانشجويان به دليل قرار گرفتن در محيط پويا و علمي دانشگاه در معرض برخورد با پديده هاي مختلف علمي و اجتماعي هستند و انسجام رواني و هيجاني مناسبي دارند. لذا سعي مي نمايند در زمينه هاي گوناگون سازگار باشند و شناخت خود را در موقعيتهاي خاص زندگي ارتقا بخشند و ارتباطات اجتماعي را ارتقا بخشند و ظرفيت فهم و بينش خود را نسبت به مواجهه با معضلات اجتماعي و روش هاي رويارويي با مشکلات را افزايش دهند. با توجه به اين که دانشجويان در محيط هاي آموزشي رقابت دارند، انسجام رواني- جسمي و پويايي خود را ايجاد و استمرار مي بخشند و در هنگام مواجهه با هيجانات و فشارهاي رواني فارغ از هر جنسيتي و

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید