نتايج نشان داد که بين عدم سلامت روان و شوخ طبعي (مزاح) دانشجويان رابطه منفي معنادار وجود دارد.
سميع پور (1390) در پژوهشي با عنوان بررسي رابطه هوش معنوي و هوش هيجاني با سلامت روان دانش آموزان مدارس راهنمايي شهرکرد نشان داد که بين هوش معنوي و هيجاني با سلامت رواني رابطه معني داري و چندگانه وجود دارد.
رضواني، بهرامي و عابدي (1390) به بررسي تاثير تنظيم هيجانات بر نشخوار فکري و شادي دانشجويان پرداختند و نتايج نشان داد آموزش تنظيم هيجانات باعث کاهش نشخوار فکري و افزايش شادي مي گردد.
سادات خشوعي (1389) به رابطه بين هوش هيجاني و شوخ طبعي در يک نمونه 320 نفري پرداخت. نتايج نشان داد که بين هوش هيجاني و کليه ابعادش با شوخ طبعي رابطه مثبتي وجود دارد. همچنين از بين مولفه هاي هوش هيجاني، خوش بيني و خودشکوفايي و شادماني قادرند شوخ طبعي را پيش بيني کنند.
مسعودي نيا (1389) در يک نمونه 350 نفري با هدف بررسي رابطه تنظيم هيجاني و عزت نفس با شادکامي دانشجويان شهر اصفهان نشان دادند که بين تنظيم هيجاني و مولفه هاي آن با شادکامي رابطه معناداري وجود دارد و بين تنظيم هيجاني و عزت نفس با شادکامي دانشجويان رابطه چندگانه وجود دارد و تنظيم هيجاني بهترين پيش بين شادکامي دانشجويان است.
در پژوهشي عليپور و همکاران (1389) به بررسي رابطه ي شادکامي و هوش معنوي با سلامت روان دانشجويان پرداختند. يافته ها نشان داد که همبستگي مثبت و معني داري بين شادکامي و هوش معنوي با سلامت روان وجود دارد و هوش معنوي بهترين پيش بين سلامت روان بود.
نصير(1389) به بررسي رابطه ي راهبردهاي مقابله با استرس و تاب آوري با سلامت روان پرداخت و نتايج بدست آمده حاکي از رابطه معنادار بين تاب آوري با سلامت روان بود.
در پژوهش باقري و همکاران (1389) بر روي يک نمونه 400 نفري از دانشجويان مشخص گرديد، بين هوش معنوي و هيجاني با سلامت روان رابطه ساده و چندگانه وجود معناداري وجود دارد.
قادري و همکاران (1388) در پژوهشي تحت عنوان رابطه هوش هيجاني و مولفه هاي آن با سلامت روان در يک نمونه 300 نفري از دانشجويان، نشان دادند که مولفه هاي هوش هيجاني با سلامت روان ارتباط دارد و و مولفه هاي همدلي، خود ابرازي، مسئوليت پذيري اجتماعي، خوش بيني و تحمل فشار رواني قادر به پيش بيني سلامت رواني است.
دهشيري و همکاران (1388) طي مطالعه اي به بررسي رابطه سبک هاي شوخ طبعي، بهزيستي فاعلي و هوش هيجاني در دانشجويان شهر اصفهان پرداختند. نمونه پژوهش شامل 240 دانشجو بود و نتايج نشان داد که سبک هاي پيوند جويانه با توانايي هاي شناختي و بهزيستي فاعلي و هوش هيجاني رابطه مثبت معناداري دارد. خودارزنده سازانه، پرخاشگري و خودتحقيري با هوش هيجاني رابطه منفي معناداري دارد. همچنين مشخص گرديد سبک پيوندجويانه بهترين پيش بين بهزيستي فاعلي و هوش هيجاني در دانشجويان مي باشد.
جمالي و همکاران (1388) در پژوهش خود بر روي اعضاي هيئت علمي واحدهاي منطقه 1 دانشگاه آزاد اسلامي به اين نتيجه دست يافتند که رابطه معناداري ميان هوش معنوي با تعهد زناشويي دانشجويان متاهل وجود دارد.
پونده نژادان و درخش (1388، به نقل از انتظاري،1390) در پژوهشي تحت عنوان بررسي رابطه انعطاف پذيري کنشي و عزت نفس با ابعاد سلامت روان در ميان کارکنان شرکت مخابرات دهدشت به اين نتيجه دست يافتند که بين انعطاف پذيري کنشي و عزت نفس با ابعاد اضطراب، افسردگي، ناکش وري اجتماعي و کارکرد جسماني رابطه ي معني دار منفي وجود دارد.
رئيسي (1387) در پژوهش خود به بررسي رابطه ي ميان هوش فرهنگي و معنوي با سرسختي رواني دانشجويان پرداختند و به اين نتيجه دست يافتند که بين هوش فرهنگي و معنوي با سرسختي رواني رابطه ي معني داري وجود دارد و هوش معنوي بهترين پيش بين سرختي رواني دانشجويان است.
اسکندري (1387) در پژوهشي ديگر در يک نمونه 200 نفري از دانشجويان تحت عنوان بررسي رابطه کيفيت زندگي با شوخ طبعي دانشجويان دانشگاه آزاد تهران نشان داد که بين کيفيت زندگي و شوخ طبعي رابطه مثبت معناداري وجود دارد. همچنين مشخص شد بين سبک هاي پيوند جويانه و خودارزنده سازي با کيفيت زندگي رابطه مثبت و بين سبک هاي شوخ طبعي پرخاشگرايانه و خود تحقير گرايانه رابطه منفي معناداري وجود دارد.
ب) پژوهش هاي انجام شده در خارج از كشور
لازارو، کاپونز و آنتونت103 (2013) در پژوهشي نشان داد تاب آوري، ميزان بالاي سلامت روان را پيش بيني مي نمايد و با آن رابطه معناداري دارد.
وايت و ريچاردسون104 (2012) پژوهشي با هدف تعيين اثر يک برنامه آموزش تاب آوري در محيط تحصيلي (شامل تاب آوري شخصي و روابط تاب آوري) انجام دادند. نتايج گوياي آن بود که تاب آوري مي تواند رابطه مثبتي با سلامت روان افراد داشته باشد.
ميلرک 105و همکاران (2011) در پژوهشي بر روي دانشجويان نشان دادند که تنظيم هيجانات و مولفه هاي آن پيش بيني کننده کيفيت زندگي و سلامت روان مي باشد و تنظيم هيجانات باعث افزايش کارکردهاي اجتماعي دانشجويان مي شود و افسردگي و اضطراب را کاهش مي دهد.
ساروگلو و اسکاريوت106 (2010) در طي پژوهشي بر روي دانشجويان نشان داد که سبک هاي شوخ طبعي سالم و مثبت با سلامت روان رابطه معناداري دارند.
گمليک و همکاران107 (2010) در پژوهش خود در دانشگاه مرمره در کشور ترکيه به اين نتيجه رسيدند که بين تاب آوري و سلامت روان دانشجويان رابطه معني داري وجود دارد.
ترج و موربرگ108 (2010) مطالعه‌اي را تحت عنوان رابطه بين هوش معنوي و ناگويي هيجاني با سلامت روان انجام دادند. اين تحقيق بر روي يك نمونه 259 نفري (132 دختر و 127 پسر) از نوجوانان 14 تا 16 ساله نروژي انجام شد. نتايج نشان داد كه بين هوش معنوي با سلامت روان رابطه مستقيمي وجود دارد.
آباالراب و الزرو109 (2009، به نقل از سقائيان و سميع،1392) به نقل از در تحقيقي به رابطه تاب آوري با سبک هاي تفکر و شادکامي پرداخته و عنوان نموده است كه تاب آوري به ميزان بالايي با ميزان بالاي شادکامي رابطه معنادار و مثبتي دارد.
واين رانگ تاي110 (2009) نيز در پژوهشي بر روي دانشجويان به اين نتايج دست يافت که بين هوش معنوي با سلامت روان رابطه ي معني داري وجود دارد.
کاستا111 (2009، به نقل از باقري و همکاران،1389) در پژوهشي نشان داد که رابطه معناداري بين هوش معنوي با رضايت زناشويي وجود دارد.
مك كورميك، ‌آيرس و بيچي112 (2007، به نقل از سقائيان و سميع،1392) در تحقيقي رابطه ميان تاب آوري و سبكهاي مقابله اي با شادکامي را در معلمان مورد بررسي قرار دادند. يافته هاي آنها نشان داد تاب آوري بطور معناداري شادکامي معلمان را پيش بيني مي نمايد.
فلاوين113 (2008، به نقل از فقيهي،1391) در بررسي اثر هوش معنوي و شناختي با رضايت زناشويي نشان داد رابطه معناداري بين هوش معنوي با رضايت زناشويي وجود دارد.
در مطالعه اي ديگري مريل114 (2008، به نقل از سميع پور،1390( بر روي يک نمونه 250 نفري از دانشجويان نشان داد آموزش هوش معنوي بر ميزان آرام سازي و سلامت روان تاثير فراواني دارد و موجب افزايش اين ابعاد مي گردد.
راتر و ماير و کارولين115 (2007، به نقل از سقائيان و سميع،1392) در پژوهشي نشان داد که بين هوش معنوي و تعهد عاطفي زناشويي دانشجويان متاهل رابطه معناداري وجود دارد و هوش معنوي قادر به پيش بيني تعهد عاطفي زناشويي است.
پارکر116 (2009) در پژوهشي تحت عنوان درک تأثيرات وجود هوش هيجاني در سلامت روان بر روي 360 نفر از دانشجويان نشان داد که هوش هيجاني در عدم درک افسردگي و اضطراب تاثير بسزايي دارد و بين هوش هيجاني با سلامت روان رابطه معناداري برقرار است(مسعودي نيا،1389)
دي و کارل117 (2004) در مطالعه اي بر روي دانشجويان به رابطه بين ابعاد مختلف تنظيم هيجاني و هوش معنوي با سلامت روان پرداختند و نشان دادند که بين ابعاد مختلف تنظيم هيجاني و هوش معنوي با سلامت روان رابطه وجود داردو راهبرهاي مثبت تنظيم هيجان و هوش هيجاني بطور موثري سلامت روان را پيش بيني مي کنند (به نقل از مسعودي نيا،1389).
باسول و بودريو118 (2000، به نقل از رضايي،1387) در پژوهشي تحت عنوان رابطه هوش هيجاني و سرسختي رواني با سلامت روان دانش آموختگان در انگلستان نشان دادند، رابطه معناداري بين هوش هيجاني و سرسختي رواني با سلامت روان دانش آموختگان وجود دارد. همچنين مشخص شد بين ابعاد هوش هيجاني و ابعاد سلامت روان رابطه معنادار و چندگانه اي وجود دارد.

فصل سوم: روش شناسي پژوهش

مقدمه
در اين فصل ابتدا جامعه آماري و سپس حجم نمونه آماري، روش نمونه گيري و همچنين جمعيت شناختي آزمودني ها و طرح پژوهش مورد اشاره قرار گرفته است. در ادامه روشها و ابزار گردآوري اطلاعات، سنجش روايي و پايايي ابزار، نحوهي انجام پژوهش و روش تجزيه و تحليل دادهها با توجه به فرضيه هاي پژوهش به تفصيل بيان شده است.
جامعه آماري
جامعه آماري در پژوهش حاضر شامل کليه دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي خرم آباد در سال تحصيلي 92-93 بود.
حجم نمونه و روش نمونه گيري
حجم نمونه در اين پژوهش مشتمل بر 225 دانشجو از جامعه مذکور بود که ابتدا ليستي از دانشکده هاي دانشگاه تهيه گرديد و از بين دانشکده ها، 4 دانشکده بطور تصادفي انتخاب شد و از بين 4 دانشکده انتخابي از هر کدام از رشته هاي آن دانشکده سه رشته بطور تصادفي انتخاب شد و سپس بطور تصادفي يکي از ورودي ها به دانشگاه انتخاب شد، که شامل 560 نفر بودند و بر اساس جدول مورگان و بطور تصادفي تعداد نمونه انتخاب شد و به دانشجويان پرسشنامه تحويل داده شد. بدين ترتيب نمونه گيري پژوهش بصورت تصادفي خوشه اي چند مرحله اي انتخاب شد.

خصوصيات آزمودني ها
در اين قسمت به بررسي ويژگي هاي آزمودني ها از لحاظ جنسيت و وضعيت تاهل پرداخته مي گردد.
جدول 3-1: توزيع دانشجويان برحسب جنسيت
شاخص هاي آماري
فراواني
فراواني نسبي
درصد فراواني
جنسيت
دختر
129
57/0
57

پسر
96
43/0
43
کل

225

100
همان طور که در جدول 3-1 مشاهده شود در نمونه مورد مطالعه دانشجويان دختر و پسر به ترتيب 57 و 43 درصد نمونه پژوهش را تشکيل مي دهند.
جدول 3-2: توزيع دانشجويان برحسب وضعيت تاهل
شاخص هاي آماري
فراواني
فراواني نسبي
درصد فراواني
تاهل
متاهل
109
48/0
48

مجرد
116
52/0
52
کل

225

100
همان طور که در جدول 3-2 مشاهده شود در نمونه مورد مطالعه دانشجويان متاهل و مجرد به ترتيب 48 و 52 درصد نمونه پژوهش را تشکيل مي دهند.
طرح پژوهش
طرح اين پژوهش از نوع طرح همبستگي بود. تحقيقات همبستگي شامل کليه ي تحقيقاتي است که در آنها سعي مي شود رابطه ي بين متغيرهاي مختلف با استفاده از ضريب همبستگي، کشف يا تعيين شود. هدف روش تحقيق همبستگي مطالعه ي حدود تغييرات يک يا چند متغير با حدود و تغييرات يک يا چند متغير ديگر است.
ابزار پژوهش
الف) پرسشنامه تاب آوري
کونور و ديويدسون119 (2003) اين پرسشنامه را به منظور سنجش تاب آوري تهيه نمودند. سازندگان اين پرسشنامه بر اين باورند که اين پرسشنامه به خوبي مي تواند افراد تاب آور را از غير تاب آور در گروه هاي باليني و غير باليني جدا کند و مي تواند در موقعيت هاي پژوهشي و باليني بکار برده شود. اين پرسشنامه داراي 26 گويه است که در يک مقياس ليکرت بين صفر (کاملاً نادرست) و پنج (هميشه درست) نمره گذاري مي شود

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید