عنوان کامل پایان نامه :

 تاثیر درماندگی مالی بر تامین مالی از طریق حساب های پرداختنی و اثر این نوع از تامین مالی بر عملکرد شرکت در شرایط درماندگی مالی

قسمتی از متن پایان نامه :

5-2 اختصار پژوهش

درماندگی مالی یکی از موضوعات مهم در بازارهای سرمایه می باشد، زیرا که هر شرکت دارای یک چرخه عمر می باشد و شرکت در طی عمر خود ممکن می باشد با نوساناتی در فعالیت­های خود مواجه گردد که به درماندگی مالی در مقطعی خاص منجر گردد. در زمان درماندگی مالی، جریانات نقدی پوشش لازم برای ایفای تعهدات را تامین نکرده و شرکت دچار ناتوانی موقت در پرداخت بدهی­ها می­گردد (منصورفر، غیور و لطفی، 1392، 75).

هنگامی که شرکت ها به درماندگی مالی دچار می شوند، توان آنها در تامین مالی شدیداً کاهش خواهد پیدا نمود، زیرا ترس از ورشکستگی شرکت مانع از این می گردد که سرمایه گذاران منابع مالی دیگری برای شرکت فراهم آورند. بستانکاران تجاری یا همان حسابهای پرداختنی تجاری، نوعی از تامین مالی می باشد که در مبادلات تجاری، بوسیله عرضه کنندگان (تامین کنندگان مواد اولیه و سایر عوامل تولید) فراهم شده و منبعی معمولی از تامین مالی کوتاه مدت بوده که بوسیله شرکتها مورد بهره گیری گسترده قرار می گیرد. مطالعات قبلی نشان داده اند هنگامی که اعتبارات مالی در دسترس نباشد، حسابهای پرداختنی افزایش می یابد (مولینا و پریو[1]، 2012، 187). منطق زیربنایی این امر کاملاً بدیهی می باشد؛ فارغ از تامین مالی داخلی که شرکت با بهره گیری از ستانده­ها و نتایج عملیات خود به منابع مالی دست پیدا خواهد نمود، تامین مالی خارجی از راه­هایی محدود صورت می­گیرند که اکثراً شامل وام­ها و اعتبارات بانکی، اوراق قرضه، اوراق مالکیت مانند سهام عادی و سهام ممتاز می­باشد. هنگامی که توان شرکت در تامین مالی داخلی نقصان یابد و امکان تامین مالی خارجی از بعضی راه­­ها کاهش یابد، شرکت می­بایستی از سایر راه­های دیگر منابع مالی مورد نیاز خود را تامین نماید. در هنگام رخداد درماندگی مالی، توان تامین مالی داخلی شرکت به شدت کاهش خواهد پیدا نمود و لذا شرکت مجبور به تامین مالی خارجی خواهد بود.

حال این مساله ممکن می باشد پیش آید که در این هنگام آیا اعتباردهندگان و سرمایه­گذاران میل و رغبتی برای سرمایه­گذاری در یک فرصت سرمایه­گذاری ریسکی را دارند و یا منابع خود را در سایر آلترناتیوهای کم ریسک­تر سرمایه­گذاری خواهند نمود. با در نظر داشتن ریسک­گریز بودن سرمایه­گذار عقلایی، بدیهی می باشد که توان شرکت در تامین مالی از طریق انتشار اوراق بدهی و همچنین تامین مالی از طریق وام بانکی کاهش خواهد پیدا نمود؛ زیرا توان بازپرداخت اصل و بهره وام و اعتبارات برای اعتباردهندگان مهم می­باشد (امیری و محمدی خورزوقی، 1391، 61).با در نظر داشتن اینکه درماندگی مالی با مشخصه­هایی همچون نسبت پوشش بهره کمتر از یک و یا وقوع زیان­های عملیاتی متوالی و کاهش توانایی شرکت در ایجاد جریان نقد خروجی همراه می باشد، اعتبار دهندگان و بانک­ها در اعطای وام و اعتبارات به شرکت­های مبتلا به درماندگی مالی محتاطانه اقدام کرده و طبیعی می باشد که منابع خود را در سایر فرصت­های سرمایه­گذاری در سایر شرکت­ها اختصاص دهند. به بیانی دیگر، سرمایه­گذاران و اعتباردهندگان فرصت­های مطلوب سرمایه­گذاری را از فرصت­های نامطلوب تشخیص می­دهند و منابع خود را در فرصت­های مطلوب و مناسب سرمایه­گذاری خواهند نمود (محسنی، آقابابایی و محمدقربانی، 1392، 124).

پس یکی از راه­های باقیمانده برای تامین مالی، تامین مالی از طریق حساب­های پرداختنی تجاری می­باشد. بستانکاران تجاری یا همان حسابهای پرداختنی تجاری، نوعی از تامین مالی می باشد که در مبادلات تجاری، بوسیله عرضه کنندگان (تامین کنندگان مواد اولیه و سایر عوامل تولید) فراهم شده و منبعی معمولی از تامین مالی کوتاه مدت بوده که بوسیله شرکتها مورد بهره گیری گسترده قرار می گیرد (مولینا و پریو، 2012، 187).

امکان­پذیر بودن تامین مالی از این طریق حتی در شرایط درماندگی مالی به این دلیل می باشد که تامین­کنندگان مواد اولیه دارای روابط چندین ساله با مشتریان خود بوده و به راحتی حاضر به از دست دادن مشتریان خود نخواهند بود و از سویی دیگر به دلیل محدود بودن فعالیت آنها در حیطه­ای خاص و شرایط رقابتی با سایر تامین کنندگان، به اندازه سرمایه­گذاران و اعتباردهندگان فرصت متنوع سرمایه­گذاری ندارند. پس ممکن می باشد که با مشتریان خود کنار آمده و تحت شرایط خاص مانند قیمت بیشتر، حاضر به فروش نسیه با دوره پرداخت غیرمعمول باشند. لذا انتظار می­رود که در شرکت­هایی که به درماندگی مالی مبتلا هستند، اندازه حساب­های پرداختنی تجاری افزایش یابد. بنابر این اولین مساله ممکن به تبیین مذکور خواهد بود.

مطالعات قبلی نشان داده اند هنگامی که اعتبارات مالی در دسترس نباشد، حسابهای پرداختنی افزایش می یابد. ملتزر[2] (1960) گزارش کرده که در تنگناهای مالی و پولی، حسابهای پرداختنی افزایش می یابد. پترسن و راجان[3] (1997) دریافتند شرکتهای کوچکی که روابط آنها با بانکها ضعیف می باشد، با افزایش در حسابهای پرداختنی تجاری همراه هستند. لاو، پریو و ساریا-آلندی[4] (2007) دریافتند که در هنگام بحرانهای مالی اقتصادی گسترده، حسابهای پرداختنی تجاری افزایش می یابد. آتاناسوا[5] (2007) دریافت که شرکتهایی که با محدودیت های مالی مواجه هستند، به بهره گیری از حسابهای پرداختنی تجاری به عنوان جایگزینی برای اعتبارات بانکی، تمایل بیشتری دارند. همچنین مولینا و پریو (2012) دریافتند که شرکتهای کوچکتر که قدرت بازار کمتر دارند و محصولات منحصر بفردتری را عرضه می کنند، در هنگام دچار شدن به بحران و درماندگی مالی، بیشتر از حسابهای پرداختنی تجاری بهره گیری می کنند.

پس تحلیل رفتار شرکت­های مبتلا به درماندگی مالی برای تداوم فعالیت­های عملیاتی معمول خود و تامین مالی از سایر طرق نامعمول مانند خرید اعتباری و نسیه از عرضه­کنندگان مواد اولیه و سایر تامین­کنندگان موضوع جالبی می باشد که کمتر به آن توجه شده می باشد، زیرا که حساب­های پرداختنی تجاری یکی از متداول­ترین حساب­های ترازنامه بسیاری از شرکت­ها می­باشد اما رفتار این حساب و تاثیرپذیری آن در شرایط مختلف عملکردی شرکت، کمتر مورد مطالعه موشکافانه قرار گرفته می باشد و در زمینه تاثیر درماندگی مالی بر حساب­های پرداختنی تجاری تحقیقی در ایران صورت نگرفته می باشد.

از سویی دیگر نحوه تامین مالی از طریق حساب­های پرداختنی نیز می­تواند بر درماندگی مالی موثر باشد؛ زیرا که تامین مالی از این طریق نسبتاً گران می­باشد. پس ممکن می باشد این نوع تامین مالی باعث کاهش بازده شرکت گردد (مولینا و پریو، 2012، 188). بنابراین نیاز است که علاوه بر تاثیر درماندگی مالی بر اندازه حساب­های دریافتنی، اثر این نوع از تامین مالی بر روی بازده نیز مورد مطالعه قرار گیرد که این مورد نیز در ایران دارای پیشینه تحقیقی نمی­باشد. بعلاوه مطالعه مورد دوم مشخص می­کند که آیا تامین مالی از طریق حسابهای پرداختنی در شرایط درماندگی مالی به عنوان یک راه حل برای معضلات تامین مالی اقدام خواهد نمود یا مصداق ضرب­المثل از چاله درآمدن و به چاه افتادن می باشد.

با در نظر داشتن موارد فوق­الذکر یکی از مسائل پژوهش حاضر این خواهد بود که درماندگی مالی چه تاثیری بر روی تامین مالی از طریق حسابهای پرداختنی تجاری خواهد داشت. از سویی دیگر این بحث نیز قابل مطالعه می باشد که آیا تامین مالی از طریق حساب­های پرداختنی تجاری می­تواند راه­گشای معضلات اقتصادی شرکت­های مبتلا به درماندگی مالی باشد و یا خیر. لذا مساله دیگر این می باشد که این نوع از تامین مالی چه تاثیری بر روی عملکرد شرکت­های مبتلا به درماندگی مالی خواهد داشت.

با در نظر داشتن موارد مذکور این پژوهش حول دو فرضیه صورت گرفت که به صورت زیر صورتبندی شده اند:

فرضیه اول: «درماندگی مالی باعث افزایش بهره گیری از حسابهای پرداختنی تجاری خواهد گردید.»

فرضیه دوم: «تامین مالی از طریق حسابهای پرداختنی تجاری باعث کاهش عملکرد شرکتهای مبتلا به درماندگی مالی خواهد گردید.»

برای آزمون این دو فرض، داده­های مرتبط با 85 شرکت طی سالهای 1386 تا 1391 به روش حذف نظام­مند  گردآوری گردید و پس از محاسبه متغیرهای مورد نیاز پژوهش، با بهره گیری از رگرسیون چندمتغیره و نرم افزاراقتصاد سنجی Eviews، مدل­های رگرسیونی معرفی شده در فصل سوم برای آزمون فرضیه برآورد گردید و از معناداری ضرایب به دست آمده در سطح اطمینان 95% بهره گیری گردید.  نتایج حاصل از آزمون دو فرضیه مذکور در ادامه و در دو بخش جداگانه ارائه شده می باشد.

[1]Molina and Preve

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

[2]Meltzer

[3]Petersen and Rajan

[4]Love, Preve and Sarria-Alende

[5]Atanasova

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 سوالات پژوهش:

سوالات پژوهش به تبیین زیر می باشد:

  • آیا درماندگی مالی باعث افزایش بهره گیری از حساب­های پرداختنی تجاری به عنوان یکی از راه­های تامین مالی خواهد گردید؟
  • آیا تامین مالی با بهره گیری از حساب­های پرداختنی تجاری باعث بدتر شدن عملکرد شرکت­های مبتلا به درماندگی مالی خواهد گردید؟

پایان نامه - تز - رشته حسابداری