مدت هاست مصرف داروهاي مختلف در پرورش گله هاي گوشتي عموميت بسياري يافته است. اين در حالي است كه در موارد زيادي ضرورت كافي براي مصرف دارو وجود ندارد و در موارد بسياري نيز داروي مناسبي انتخاب نمي شود. مهم ترين عواملي كه توجه به آنها براي دستيابي به نتيجه مطلوب از مصرف داروها ضروري به شمار مي رود عبارتند از :
الف) شناخت كافي از ماهيت ارگانيسم هاي ايجاد كننده بيماري و شرايط لازم براي بروز آنها
ب) آشنايي با سنيني كه بيشترين حساسيت ميزبان نسبت به رخداد بيماري وجود دارد.
ج) اطلاع از راههاي صحيح انتخاب داروي مناسب
د) لزوم رعايت غلظت و دوره مصرف دارو
ه) آگاهي از تاثير پذيري داروها از يكديگر و از شرايط
مصرف بي قاعده و غير اصولي انواع مختلف دارو بدون رعايت غلظت و مدت زمان كافي براي تاثير آنها علاوه برهزينه هنگفتي كه بيهوده به هدر مي رود مي تواند عواقب وخيمي نيز براي گله تحت درمان و حتي صنعت طيور و سلامت انسان و محيط زيست به دنبال داشته باشد. ظهور ميكروارگانيسم هاي مقاوم به دارو به شكل جمعيت هاي مناسب را مي توان از بدترين عواقب مصرف نادرست دارو نسبت داد. طبيعتا مصرف دارو مستلزم صرف هزينه بوده و متابوليسم آن در بدن نيز در بسياري از موارد با عوارض مختلفي همراه است.همچنين همانطور كه گفته شد مصرف دارو به خصوص در مواردي كه به طور صحيحي مديريت نشود مي تواند ناخواسته شرايط را براي غلبه سويه هاي مقاوم و در دراز مدت شكل گيري جمعيت هاي مقاوم فراهم نمايد. اما با وجود همه اين نقاظ ضعف خيلي از مواقع استفاده از دارو ضروري بوده و در كوتاه مدت صرف نظر كردن از آن عملا غير اقتصادي مي باشد. استفاده از دارو در پرورش جوجه هاي گوشتي ممكن است با سه هدف اصلي انجام شود. يكي به منظور تحريك رشد ديگري با هدف درمان بيماري هايي كه با مصرف دارو بهبود يافته و يا از پيچيده شدن مشكلات ناشي از آنها جلوگيري مي شود و بالاخره به منظور پيشگيري از امراضي كه ويژگي هاي لازم جهت به كاربردن دارو با هدف پيشگيري را دارا هستند كاربرد دارد.
براي هدف اول با ايرادات متعددي مواجه بوده و امروزه به دليل فرآوري و عرضه محصولات طبيعي جايگزين، تقريبا منتفي گرديده است اما سودجستن از دارو به منظور پيشگيري يا درمان برخي بيماري ها كماكان ادامه دارد.
استفاده از دارو بايستي تنها به عنوان وسيله اي براي مديريت رخداد بيماري مورد استفاده قرار گيرد و هرگز به عنوان عاملي براي رفع نقاط ضعف مديريت و تغذيه به آن نگريسته نشود. نسبت به رفع اين نقاط ضعف لازم است در جاي خود اقدام گردد. از آنجا كه پيشگيري از بيماري ها عموما موثرتر و اقتصادي تر از درمان آنها مي باشد به كارگيري همه عوامل موثر در دستيابي به اهداف پيشگيري ضروري خواهد بود. در حقيقت براي نيل به هدف سوم( پيشگيري)، از دارو در صورت لزوم به عنوان ابزاري در كنار ساير اقدامات و تمهيدات انديشيده شده استفاده مي شود. به همان ترتيب كه ساير عوامل دخيل در امر پيشگيري زماني موثر واقع مي شوند كه صحيح مديريت شوند. به كارگيري دارو با هدف پيشگيري نيز نيازمند داشتن اطلاعات ضروري به منظور مديريت صحيح است.
به دليل نقاط ضعف متعددي كه مي توان براي مصرف دارو بر شمرد امروزه توجه به استفاده از عوامل و يا موادي معطوف گرديده است كه بدون محدوديت هاي مصرف دارو بتوانند در مديريت پيشگيري از بيماري ها به كار گرفته شوند. زيست درمان ها و پري بيوتيك ها از مهمترين اين موارد هستند.
آگاهي كافي از خواص فارماكوديناميك، راههاي تجويز، عوارض جانبي ضروري است تا از تجويز بيهوده و نابجاي داروها پيشگيري شود، نيروي اقتصادي به هدر نرود، عوارض دارويي ايجاد نشود، مقاومت باكتريايي بوجود نيايد و بيماري بطور كامل بهبود يابد و مسئله اي بعنوان باقيمانده هاي دارويي كه به ميزان كم و بطور مداوم وارد بدن انسان مي شوند، مطرح نگردد.
براي دستيابي به نتيجه ي مطلوب از يک برنامه پيشگيري دارويي، پيش از هر چيز شناخت کافي از عوامل بيماري زايي که دارو در جهت پيشگيري از عواقب آنها مصرف مي گردد ضرورت دارد. بديهي است به همراه شناخت دقيق ماهيت جرم بيماري زا، اشراف کامل بر خصوصيات داروهاي موجود و در دسترس از حيث کيفيت تاثير، عواقب مصرف، تاثير پذيري آنها از داروهاي ديگر و از ساير مواد و عوامل و شرايط، قيمت آنها و تاثير آنها بر سلامت محصول کاملا ضروري است.
در کنار اطلاعات مربوط به ماهيت جرم بيماريزا و خصوصيات داروهاي در دسترس، اطلاع دقيق از شرايط حاکم بر گله و بکارگيري توام ساير طرق پيشگيري از بيماري ها که بر مصرف دارو به اين منظور ارجحيت دارند، نيز از عوامل تعيين کننده يک برنامه پيشگيري به حساب مي آيند.
احتمالا مي توان وجود پنج خصوصيت در بيماري را به عنوان خصائص کمک کننده در امر تصميم گيري براي پيشگيري دارويي از آن پيشنهاد کرد.
اولين خصوصيت اين است که بيماري به طور مکرر و مستمر در دوره هاي متوالي پرورش اتفاق افتاده و مصرف دارو به عنوان درمان را در پي داشته است. چنانچه بيماري به دليل ضعف در مديريت ارکان پرورش رخ مي دهد نبايد و نمي توان با مصرف دارو از وقوع آن پيشگيري نمود.
ويژگي دوم، وجود شرايطي است که امکان پيش بيني قريب به يقين وقوع بيماري در روزهاي آينده را فراهم کند، مثلا عامل بيماري زا همراه جوجه باشد و شرايط خاص پرورش بويژه وقوع اتفاقات ناخواسته موجبات فعاليت آن و ايجاد بيماري را فراهم کند.
خصوصيت سوم، توان بيماري در ايجاد خسارات اقتصادي قابل توجه است به گونه اي که هزينه ي مصرف دارو براي پيشگيري از آن را به آساني توجيه نمايد.
ويژگي چهارم، وجود خطري است که بيماري در صورت وقوع با ايجاد شرايط مناسب براي بروز بيماري هاي ديگر در بردارد. اين بيماري ها ممکن است فاقد هر گونه درماني بوده و دوره پرورش را عملا با شکست مواجه سازند. و در نهايت ويژگي پنجم عدم کارآيي قطعي زيست درمان ها در پيشگيري از بيماري ها در شرايط مورد نظر است. (صدر زاده،1387)

1-4. داروها و هورمون هاي مصرفي در حيوانات
1-4-1.داروهاي كوكسيديوستاتيك
اين داروها در مرغداريها علاوه بر درمان جهت پيشگيري و جلوگيري از عفونت تازه مصرف مي گردندو از آنجا كه بيماري كوكسيديوز به صورت مزمن صرفا مربوط به يك يا چند مرغ نبوده و يك زمان مزمن در تمام گله محسوب مي گردد كاربرد داورهاي فوق بويژه در جلوگيري از عفونت جديد بسيار موثر مي باشد. استفاده از داروهاي كوكسيديوستاتيك به عنوان پيشگيري و افزودن آنها به غذاي طيور موجب رسوب باقي مانده آنها در گوشت و تخم مرغ مي گردد و به همين جهت كليه داروهاي فوق كه در كشورهاي عضو بازار مشترك اروپا مورد مصرف قرار مي گيرند ملزم به دارا بودن برچسب مبني بر مشخص بودن زمان قطع دارو مي باشند. زمان فوق عبارت است از مدت زماني كه طي آن متابوليت هاي سمي داروها از بين رفته و يا اينكه به متابوليتهاي غير سمي تبديل شده اند.

1-4-2. داروهاي تيرئوستاتيك
اين داروها به علت پايين آوردن ميزان فعاليت غدد تيروئيد مانع از سوخت و ساز كامل در بدن دامها شده و وزن آنها را بالا مي برند و اغلب در پرواربندي ها به صورت بي رويه اي مورد مصرف قرار مي گيرند. رسوبات و باقي مانده اين مواد در گوشت وجود دارد. اگر چه هنوز مشخص نشده است كه اين باقي مانده چه زياني مي توانند براي مصرف كنندگان ايجاد نمايند، ولي آنچه كه مسلم است درصد آب لاشه هاي حاصل از كشتار دامهايي كه تيروستاتيك ها را مصرف نموده اند بسيار بالا مي رود و كيفيت خوراكي چنين گوشتي پايين آمده ضمنا خيلي سريع فسادپذير مي باشند. به همين دليل در بسياري از ممالك مانند آلمان مصرف داروهاي فوق به عنوان افزايش دهنده وزن ممنوع مي باشد و صرفا جهت درمان مجاز مي باشد.( رکني، 1375 )

1-4-3.داروهاي آرام بخش
اين داروها كه جهت آرام بخشيدن به دامها در هنگام معالجات مختلف و جراحي ها در دامپزشكي مورد مصرف قرار مي گيرند و در بسياري از مواقع نيز جهت سهولت حمل و نقل دامها به سوي كشتارگاهها، جلوگيري از استرس دامها و نهايتا به خاطر پايين آوردن ميزان ضايعات و جلوگيري از پايين آمدن ذخاير گليكوژن مورد مصرف قرار مي گيرند. از آنجا كه رسوبات Tranquitizer بستگي به نوع دارو بين 16 تا 24 ساعت در گوشت و دستگاههاي مختلف بدن باقي مي مانند در صورتي كه زمان استراحت قبل از كشتار مراعات نگردد، مي توانند مضراتي را براي انسانهاي مصرف كننده چنين گوشتهايي ايجاد نمايند. متاسفانه كنترل آن از نظر بهداشت مواد غذايي ( گوشت ) ميسر نمي باشد.

1-4-4. هورمون ها
برخي از هورمونها به عنوان محرك متابوليسم و بالا برنده وزن در بسياري از دامداري ها و مرغداري ها مورد مصرف قرار مي گيرند و باقيمانده آنها در گوشت موجب اختلالاتي در انسان مي گردد. خطرناكترين آنها دي اتيل استيا بسترول مي باشد كه در پرواربندي گوساله ها بكار گرفته شده و سرطان زايي آن به ثبوت رسيده است. در بسياري از ممالك پيشرفته ضمن بازرسي بهداشتي گوشت در كشتارگاهها نمونه هايي نيز به صورت اتفاقي برداشته شده و طبق روشهاي متداول فعلي مانند كروماتوگرافي لايه نازك و راديو ايمونولوژيك نوع و ميزان باقي مانده هورمونها در گوشت را اندازه گيري و با استاندارد مقايسه مي نمايند. در اين اواخر به علت خطرات ناشي از باقيمانده هورمونها و حمايت از مصرف كنندگان در قضاوتها سختگيري هاي لازم بعمل مي آيد.

1-4-5.آنتي بيوتيک ها
هر ماده شيميايي توليد شده توسط باكتري كه قادر به توقف رشد و انهدام باكتريهاي ديگر باشد آنتي بيوتيك ناميده مي شود.
واكسماري4 در سال 1944 همزمان با كشف استرپتومايسين آنتي بيوتيك را تعريف كرد ولي چون اين تعريف نه از نظر منشاء و نه از نظر وسعت گويا نبود لذا تورپين5 و ولو 6 در سال 1957 تعريف جامع زير را مطرح نمودند:
آنتي بيوتيك ماده شيميايي توليد شده توسط يك موجود زنده ذره بيني(اعم از باكتري، كپك، قارچ) يا ساخته شده به طريقه مصنوعي كه با ضريب درماني بالا و اثر اختصاصي، موجب وقفه در پديده هاي حياتي موجود زنده ديگر(باكتري، ويروس، انگلهاي تك يا چند سلولي) مي شود.
پائولرليچ7 و هاتا 8 در سال 1907 طي تحقيقاتشان سالوارسان را كه يك ماده آرسنيكي ساختگي بود که عليه ترپيانوزومها و اسپيروكت و ترپونما پاليدوم بسيار مؤثر است، كشف نمودند.
اين ماده در سال 1910 به طب باليني معرفي گرديد و لذا آغاز شيمي درماني جديد بنا نهاده شد. از آن پس در بين محققان كوشش و جديت خستگي ناپذيري به منظور كشف تركيبات شيميايي جديدي كه بتوان با آنها عليه عوامل بيماريزا مبارزه نمود ارائه داشت. در سال 1928 الكساندرفلمينگ مشاهده كرد كه قارچ پني سيلين نوتاتوم از رشد استافيلوكوك موجود در محيط كشت جلوگيري نموده است. در سال 1940 طوري و همكارانش موفق به جدا نمودن پودر قهوه اي رنگ و ناخالص پني سيلين شدند.
از زمان كشف پني سيلين بعنوان اولين آنتي بيوتيك واقعي به اينطرف، كوشش فراواني درجهت شناخت و ساخت آنتي بيوتيكها بعمل آمده است. پس از كشف پني سيلين و ساير آنتي بيوتيكها كه از قارچهاي مختلف تهيه مي شوند به نظر مي رسد كه بيماريهاي عفوني به كلي مغلوب شده ولي مدتي طول نكشيد كه مسئله بزرگ مورد بحث امروز يعني پيدايش گونه هاي مقاوم بوجود آمد اين موضوع توجه داروسازان را به سوي مواد شيميايي ضد باكتريايي معطوف نمود.

1-4-5-1.انواع آنتي بيوتيک وکاربردآنها
* پني سيلينها
از موثرترين و مفيدترين داروهاي ضدميكروبي به شمار مي آيند. پني سيلينها درگروه بتالاكتامينها قرار دارند.
* آمپي سيلين
برروي باكتري هاي گرم مثبت وگرم منفي موثرمي باشد. دردام هاي بزرگ

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید