عنوان کامل پایان نامه :

 تاثیر درماندگی مالی بر تامین مالی از طریق حساب های پرداختنی و اثر این نوع از تامین مالی بر عملکرد شرکت در شرایط درماندگی مالی

قسمتی از متن پایان نامه :

میلر در مقاله ای که در سال ۱۹۷۷ به نگارش درآورد، نشان داد که در نظر گرفتن صرف مالیات شرکتی نادرست می باشد؛ زیرا در صورتی که دارندگان اوراق قرضه مجبور باشند به خاطر درآمد حاصل از بهره مالیات بپردازند، آن گاه انتقال این بهره ها به آنها به مقصود پرهیز از پرداخت مالیات شرکتی سبب بهتر شدن وضعیت سرمایه گذارها نخواهد گردید.

به علاوه، آشفتگی های مالی یا هزینه های ورشکستگی شرکت ها را از اتکای کامل به اوراق قرضه باز می دارد. هزینه های آشفتگی مالی، دو شکل عیان و ضمنی دارند. هزینه های عیان آشفتگی مالی، شامل پرداخت های صورت گرفته به وکلا، حسابدارها و دیگران برای تشکیل پرونده جهت حفاظت پیش روی طلبکارها (مطابق منشور ۱۱) یا برای تسویه حساب های شرکت می باشد. این هزینه ها می توانند در مورد بخش قابل ملاحظه ای از دارایی های شرکت وجود داشته باشند. به علاوه شرکت ها، هزینه های غیرمستقیم ورشکستگی را نیز مدنظر قرار می دهند. این هزینه های غیرمستقیم شامل هزینه های مربوط به کم بودن موجودی انبار، افزایش هزینه های تامین مواد اولیه از سوی تولیدکنندگانی که نگران آن هستند که مبادا شرکت در ماه آتی، صورت حساب هایش را پرداخت نکند و هزینه از دست دادن مصرف کنندگانی که خواهان برقراری ارتباط ای بلندمدت با شرکت هستند، می باشد. بی میلی مسافران به خرید بلیت هواپیما از شرکت های هواپیمایی که با معضلات مالی روبه رو بوده یا در شرایط منشور ۱۱ قرار دارند، به گونه مشخص، نشان دهنده این هزینه های غیرمستقیم می باشد.

سومین عاملی که بهره گیری از اوراق قرضه را محدود می سازد، هزینه های کارگزاری می باشد. مایکل جنسن و ویلیام مکلینگ، در مقاله ای که در سال ۱۹۷۶ به نگارش درآورند، تفاوت های میان شرکتی را که کاملا در مالکیت مدیرش می باشد، با شرکتی که دارایی های آن در تملک مدیران و افراد خارج از شرکت می باشد، برشمردند. در حالت دوم، مدیران به مثابه کارگزاران سهامداران خارج از شرکت اقدام می کنند. این کارگزارها بایستی شرکت را در راستای حداکثرسازی ارزش آن، مدیریت کنند؛ اما ممکن می باشد مدیران، کارگزاران خوبی نباشند و به جای آن که در راستای منافع سهامدارها تصمیم گیری کنند، بعضی از تصمیماتشان را برپایه منافع خود قرار دهند. لذا هر چه اندازه تامین منابع مالی از محل اوراق قرضه بیشتر باشد، اندازه تراکم ارزش ویژه تحت اختیار مدیرها بیشتر شده و تضاد منافع میان سهامداران و مدیران کمتر خواهد بود.

بعضی از محققین ادعا کرده اند که تئوری توازی ایستا، واقعیات تصمیم گیری های مالی مدیران را به خوبی بازگو نمی کند. مدل دیگری که در ارتباط با ساختار مالی شرکت ها ارائه شده، مدل سلسله مراتبی (Pecking Order) می باشد که براساس آن، مدیران تنها در صورتی از منابع مالی بیرونی بهره گیری می کنند که امکان تامین مالی داخلی کافی وجود نداشته باشد. به علاوه، مدیران ترجیح می دهند که در صورت امکان و تا جایی که هزینه تامین مالی معقول باشد، به جای انتشار سهام، اوراق قرضه چاپ کنند. مبنای اصلی این مدل، آن می باشد که برای مدیرها مشکل می باشد که بازار را از ارزش واقعی شرکت آگاه سازند. این به آن دلیل می باشد که «اطلاعات نامتقارنی» درمورد ارزش هرگونه اوراق بهاداری که ممکن می باشد توسط شرکت منتشر گردد، هست.

ارزش ویژه، که معادل مطالباتی می باشد که پس از آن که تمامی بدهی ها پرداخت شده باشد باقی می ماند، مشمول مشکل اطلاعات نامتقارن می گردد. از آن جا که سرمایه گذاران بالقوه نمی توانند ارزش سهام را به خوبی تعیین کنند، لذا معمولا سهام با قیمتی به فروش می رود که از آن چیز که به نظر مدیران مناسب می باشد، کمتر خواهد بود. پس، مدیرانی که به منابع مالی بیرونی نیاز دارند ترجیح می دهند که به جای فروش سهام با قیمت پایین، به چاپ اوراق قرضه اقدام کنند.

جان گراهام و کمپل هاروی (۲۰۰۱) روی مقامات ارشد مالی شرکت ها مطالعاتی انجام دادند تا اطلاعاتی را درمورد دیدگاه آنان راجع به عوامل تعیین کننده ساختار مالی شرکت ها گردآوری نمایند. آنها به نکاتی در تایید هر دو تئوری توازی ایستا و دیدگاه سلسله مراتبی دست یافتند.[1]

با این حال، این نکته را نیز خاطرنشان ساختند که آن چیز که که در واقع اتفاق می افتد، در بسیاری از موارد با این تئوری ها همخوانی ندارند و این نکته را مطرح کردند که ممکن می باشد این تئوری ها ناکافی یا بی ربط باشد.

در کوشش برای درک عوامل تعیین کننده تصمیمات مالی شرکت ها در آمریکا، قواعد تجربی نیز در میان شرکت ها مورد مطالعه قرار گرفته اند. به عنوان مثال، محققین به این نتیجه رسیده اند که شرکت هایی که با مالیات نهایی نسبتا بیشتری مواجه اند با احتمال بیشتری از اوراق قرضه بهره گیری خواهند نمود و لذا از سپر مالیاتی بهره منتفع می شوند. از سوی دیگر شرکت هایی که سپرهای مالیاتی غیربدهی بیشتری برخوردارند (مثلا می توانند استهلاک را نیز از درآمد مشمول مالیات حذف کنند)، به اندازه کمتری از اوراق قرضه برای تامین مالی بهره گیری می نمایند. با این تفاصیل، شرکت هایی که احتمال روبه رو شدن با آشفتگی مالی در ارتباط با آنها بیشتر می باشد (مثل شرکت های دارای دارایی های نامشهود یا دارای جریانات نقدینگی آتی غیرمطمئن) با احتمال بیشتری از اوراق قرضه جهت تامین مالی خود دوری خواهند نمود و بر ارزش ویژه که نمی تواند آنها را به سوی ورشکستگی سوق دهد، متمرکز خواهند گردید. علاوه بر آن، شرکت هایی که هزینه های کارگزاری بالاتری دارند با احتمال بیشتری بر ارزش ویژه تکیه خواهند نمود (به هریس و راویو.[2]، ۱۹۹۱ رجوع گردد).

جالب آن می باشد که بسیاری از قواعد مربوط به ساختار سرمایه که در آمریکا وجود دارند در دیگر کشورها نیز پیدا نمود می شوند. به عنوان نمونه، اندازه مالیات و قوانین ورشکستگی و هزینه های آشفتگی مالی عوامل مهمی هستند که در تعیین کل اندازه اوراق قرضه در کشورهای دیگر هم تأثیر دارند (راگورام راجان و لوییجی زینگالس[3]، ۱۹۹۵). آسلی دمیرگوک کانت و ووجیسلاو ماکسیموویچ[4] (۱۹۹۹)نشان داده اند که شرکت هایی که در کشورهای دارای سیستم قانونی قوی تر، به فعالیت می پردازند نسبت به شرکت های فعال در کشورهای دارای سیستم های حقوقی کمتر توسعه یافته، از منابع مالی بیرونی و وام های بلندمدت، بیشتر بهره گیری می کنند.

محققین در سراسر دنیا به مطالعه نظریه ساختار سرمایه و عوامل تعیین کننده سیاست های تامین منابع مالی ادامه می دهند. مطالعات و مقایسه های میان کشورها، در درک این که تفاوت های قانونی و اختلاف های میان شرکت ها چگونه بر سیاست های تامین آنها تاثیر می گذارد به ما کمک می کند. در حوزه مهم و وسیعی از مطالعات اقتصادی، به مطالعه این نکته که پیشرفت های مالی کشورها چگونه بر رشد اقتصادی آنها تاثیر می گذارد، پرداخته می گردد

[1] Graham, John, and Campbell Harvey. “The Theory and Practice of Corporate Finance: Evidence from the Field.” Journal of Financial Economics ۶۰(May/June ۲۰۰۱): ۱۸۷–۲۴۳.

[2] Harris, Milton, and rtur Raviv.

[3] Rajan, Raghuram, and Luigi Zingales.

 

[4] Demirguc-Kunt, Asli, and Vojislav Maksimovic.

سوالات یا اهداف پایان نامه :

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

 سوالات پژوهش:

سوالات پژوهش به تبیین زیر می باشد:

  • آیا درماندگی مالی باعث افزایش بهره گیری از حساب­های پرداختنی تجاری به عنوان یکی از راه­های تامین مالی خواهد گردید؟
  • آیا تامین مالی با بهره گیری از حساب­های پرداختنی تجاری باعث بدتر شدن عملکرد شرکت­های مبتلا به درماندگی مالی خواهد گردید؟

پایان نامه - تز - رشته حسابداری