ز تيپهاي جنگلي آن در جنگلهاي غرب مازندران پرداخته است [75]. ابراري و عزيزي در سال 1381 جوامع گياهي راشستانهاي منطقه خشکاب (سياهکل-ديلمان) را بررسي کردهاند [76]. اسلامي در سال 1381 در رسالهي دکتراي خود به بررسي جامعههاي گياهي منطقه گدوک پرداخته است [77]. روحيمقدم و همکاران در سال 1381 جوامع گياهي جنگلهاي چلا و آمل و تغييرات محيطي آن را مورد بررسي قرار دادهاند [78]. طبري و همکاران در سال 1381 اطلاعاتي در مورد توزيع و ساختار پوشش گياهي زبانگنجشک در جنگلهاي مناطق پست هيرکاني فراهم کردند [79]. تيمورزاده و همکاران در سال 1382 جنگلهاي شرق اردبيل (اسيقران، فندقلو، حسني و بوبيني) را مورد بررسي جامعهشناسي قرار دادند [80]. نقينژاد در سال 1382 در پاياننامهي کارشناسيارشد خود جوامع گياهي توسکاي قشلاقي را در جنگلهاي پست و کوهپايهاي شمال ايران مورد مطالعه قرار داده است [81]. آخاني در سال 1383 فلور و پوشش گياهي پارک ملي گلستان را تهيه کرده است [82]. اکبرينيا و همکاران در سال 1383 به بررسي فلور، ساختار رويشي و کوروتيپ عناصر گياهي اجتماعات توس در سنگده ساري پرداختند [5]. قليپور و همکاران در سال 1383 پوشش گياهي پناهگاه حياتوحش دودانگه و چهاردانگه را بررسي نمودند [83]. اجتهادي و همکاران در سال 1383 به مطالعه و ترسيم پروفيل پوشش جنگلي در طول درهي رودخانهي شيرينرود دودانگهي ساري پرداختند [84]. محمدپور در سال 1383 در پاياننامهي کارشناسيارشد خود، جوامع جنگلي بخش گرازبن را با معرفي گونههاي معرف هر جامعه مشخص نمود [85]. اسماعيلزاده و همکاران در سال 1384 به معرفي فلور، شکلزيستي و پراکنش جغرافيايي گياهان رويشگاه سرخدار افراتخته پرداختند [86]. پوربابايي در سال 1384 تنوع گونهاي گياهان چوبي در جنگلهاي سري يک کلاردشت در استان مازندران را مورد بررسي قرار داده است [87]. عصري و همکاران در سال 1384 جوامع گياهي ذخيرهگاه بيوسفر ميانکالهي استان مازندران را بررسي نمودند [88]. فلاحچاي و مرويمهاجر در سال 1384 به بررسي نقش ارتفاع از سطح دريا در تنوع گونههاي درختي جنگلهاي سياهکل در شمال ايران پرداختند [89]. روانبخش و همکاران در سال 1386 به بررسي تنوع گونههاي گياهي ذخيرهگاه جنگلي گيسوم تالش در استان گيلان پرداختند [90]. فريديعباسآباد در سال 1385 در پاياننامهي کارشناسيارشد خود به بررسي فلوريستيک خزههاي جنگل خيرود پرداخت و 68 گونهي خزهاي و يک واريته معرفي نمود [1]. قمياويلي و همکاران در سال 1386 تنوع زيستي گونههاي چوبي بر روي خاکهاي مختلف در دو جامعهي گياهي در سري نمخانهي جنگل خيرود را مطالعه نمودند [91]. نقينژاد و همکاران در سال 1385 رويشگاهها و پوشش گياهي پارک ملي بوجاق را بررسي کردند [92]. اسماعيلزاده و همکاران در سال 1386 به بررسي جوامع جنگلي سرخدار ذخيرهگاه افراتخته پرداختند [93]. اکبرزاده در سال 1386 فلور، شکل زيستي و کوروتيپ گياهان مراتع ييلاقي واز مازندران را مورد بررسي قرار داده است [94]. اکبريرئيسي در سال 1386 در پاياننامهي کارشناسي ارشد خود به مقايسهي تنوع زيستي گونههاي چوبي در جوامع جنگلي بخش پاتم جنگل خيرود پرداخته است [95]. شيخالاسلامي و همکاران در سال 1386 پوشش گونههاي درختي و درختچهاي منطقه کجور نوشهر را بررسي کردهاند [96]. قلندرآيشي و همکاران در سال 1386 به بررسي و طبقهبندي پوششهاي درختي و درختچهاي شمشادستان چشمهبلبل پرداختند [97]. محمودي در سال 1386 به بررسي تنوع گونهاي گياهان جنگل حفاظت شدهي کلارآباد در سطح گروههاي اکولوژيک پرداخته است [98]. خوشمو در سال 1387 به معرفي فلور، شکل زيستي و پراکنش جغرافيايي گياهان منطقه اساس سوادکوه پرداخت [99]. رضوي در سال 1387 به بررسي شکلزيستي و پراکنش جغرافيايي فلور منطقه کوهميان (آزادشهر-گلستان) پرداخته است [100]. فتحي واوسري و همکاران در سال 1387 جوامع گياهي منطقهي واوسر چهاردانگه ساري را مورد بررسي قرار دادهاند [101]. نادري در سال 1387 در پاياننامهي کارشناسيارشد خود به بررسي پوششگياهي منطقهي امن گلستانک در البرز مرکزي پرداخته است [102]. آتشگاهي و همکاران در سال 1388، فلور، شکل زيستي و پراکنش جغرافيايي گياهان جنگلهاي شرق دودانگهي ساري را معرفي کردهاند [103]. رضوي و حسنعباسي در سال 1388 فلور و کوروتيپ گياهان رويشگاه سرو خمرهاي سورکش (فاضلآباد-گلستان) را مورد مطالعه قرار دادهاند [104]. فلاح و همکاران در سال 1388 فلور، شکل زيستي و ناحيهي رويشي گياهان بخشي از شهرستان سوادکوه استان مازندران را بررسي کردهاند [105]. عاقلي در سال 1388 در پاياننامهي کارشناسيارشد خود [106] و نيز قهرمانينژاد و عاقلي در سال 1388 به بررسي فلوريستيکي پارک ملي کياسر پرداختهاند [107]. آزادبخت در سال 1389 به تعيين فلور منطقهي حفاظت شدهي هزارجريب بهشهر پرداخته است [108]. قليزاده در سال 1389 در پاياننامهي کارشناسيارشد خود به بررسي تغييرات فلور جنگلهاي شمال ايران در طول شيب ارتفاعي با استفاده از ترانسکتهاي اکولوژيک در چند نقطهي جنگلي در استانهاي گيلان و مازندران پرداخته است [109]. حسيني در سال 1389 در پاياننامهي کارشناسيارشد خود [110] و نقينژاد و همکاران در سال 1389 به بررسي فلوريستيک جنگلهاي مازيبن و سيبن رامسر در طول يک ترانسکت اکولوژيک پرداختهاند [111]. بهاري در سال 1389 در پاياننامهي کارشناسيارشد خود به بررسي فلوريستيکي و فيتوسوسيولوژيکي [14] و قهرمانينژاد و همکاران در سال 1390 به معرفي فلور، شکل زيستي و پراکنش جغرافيايي گياهان دو منطقهي حفاظت شدهي جنگلي سمسکنده و دشتناز ساري پرداختهاند [112]. اسدي و همکاران در سال 1390 به بررسي فلور، شکل زيستي و کوروتيپ رويشگاههاي شمشاد در جنگل حفاظتشدهي خيبوس مازندران پرداختهاند [113].

(1-2-1) مروري بر مطالعات انجام گرفته در جنگلهاي نور و سيسنگان
برزهکار در سال 1374 در پاياننامهي کارشناسيارشد خود تحت عنوان “شناسايي گونهها و جوامع گياهي پارک جنگلي نور و پراکنش آنها با توجه به نيازهاي اکولوژيک (با تهيهي نقشهي پوشش گياهي)”، به شناسايي گونهها و جوامع گياهي پارک جنگلي نور پرداخته است. وي در اين بررسي 88 گونهي علفي، 17 گونهي درختي و 12 گونهي درختچهاي از اين جنگل را شناسايي و جوامع ممرز-بلوط، توسکا، ممرز-انجيلي، ممرز-توسکا و ليلکي-توسکا را معرفي کرده است [11]. با اين وجود، مطالعهي جزئيتر در اين منطقه صورت نگرفته است.
اصغرزاده و همکاران در سال 1387 در مقالهاي با عنوان “بررسي فلور، ساختار رويشي و کورولوژي عناصر گياهي پارک جنگلي سيسنگان”، به بررسي فلوريستيک رويشهاي جنگل سيسنگان پرداختهاند و در مجموع 73 گونهي گياهي از 65 جنس و 39 تيره را از اين منطقه معرفي کردهاند [114] ولي ضرورت مطالعات فلوريستيک بيشتر و همچنين مطالعات جامعهشناسي در اين بخش احساس ميشود.

(1-3) اهداف مطالعه
برخي از اهداف اين مطالعه عبارتند از:
(1) ارائهي ليست کاملي از گونههاي گياهي اين دو منطقه
(2) ارزيابي برخي مشخصههاي وابسته به گونه نظير شکل زيستي و کوروتيپ در اين مناطق
(3) مقايسه فلور دو منطقهي جنگلي با همديگر و با ديگر مناطق جنگلي مطالعه شده در ناحيهي هيرکاني
(4) مطالعهي تنوع زيستي به عنوان عامل مؤثري در ارزيابي وضعيت اين دو منطقه به منظور اعمال مديريت صحيح
(5) شناخت جوامع گياهي موجود در منطقههاي مورد مطالعه به عنوان بخشي از جنگلهاي پست خزري با استفاده از روشهاي استاندارد و جامعهشناسي گياهي
(6) مقايسهي جوامع اين دو منطقه با جوامع معرفي شده در ايران و در جنگلهاي اروپا-سيبري و مرور تحقيقات انجام گرفته در جامعهشناسي جنگلهاي پست خزري

فصل دوم؛ مواد و روشها

(2-1) ويژگيهاي مناطق مورد مطالعه

(2-1-1) موقعيت پارک جنگلي نور
پارک جنگلي نور واقع در استان مازندران، با طول جغرافيايي ´00?52 تا ´06?52 و عرض جغرافيايي ´32?36 تا ´34?36، در حدود 50 کيلومتري غرب بابلسر و 50 کيلومتري شرق نوشهر قرار دارد (شکل 2-1). حد شمالي آن به جاده آسفالته، حدود غرب آن به جاده نور- چمستان و جنوب آن به اراضي شاليزاري روستاهاي مجاور پارک ميرسد و از شرق به رودخانه هاشمرود و جنگلهاي ايزده ختم ميشود. وسعت پارک بالغ بر 3600 هکتار ميباشد.
به طور کلي، اراضي منطقه، جنگل جلگهاي بوده و هيچگونه عوارض طبيعي از قبيل تپهماهور و دره در آن ديده نميشود و از اينرو شيب عمومي وجود ندارد.

(2-1-1-1) هيدرولوژي منطقه
چندين نهر و رودخانهي نسبتاً کوچک که آب آنها دائمي است و از دامنههاي شمالي سلسله جبال البرز سرچشمه گرفتهاند، از داخل و يا مرز شرقي و غربي منطقه ميگذرد و سبب ميگردند که موقعيت آن در مقابل ساير جنگلهاي جلگهاي که اکثراً فاقد آب جاري هستند کاملا متمايز گردد [11].

(2-1-1-2) وضعيت زمينشناسي و خاک جنگل نور
پارک جنگلي نور از نظر زمينشناسي مربوط به عهد کوارترنر45 بوده از نظر رخساره و ريخت جزء دشتهاي آبرفتي (آبرفتهاي جلگهاي) محسوب ميگردد. نوع سنگ مادر، رسوبات آبرفتي با منشاء آهکي ميباشد. در لايههاي تحتالارضي خاک آثار صدفهاي دريايي آهکي بهفراواني ديده ميشود که ناشي از رسوبگذاري دريا است؛ تغييرات شديد بافت خاک مؤيد اين موضوع ميباشد [11].
در عرصهي جنگل بيرونزدگي سنگي مشاهده نگرديده است.
عرصهي پارک بهصورت مسطح و تقريباً فاقد پستي و بلندي است، خاک آن آبرفتي و بهطور کلي جزء خاکهاي هيدرومورف دائم (گلي)46 ميباشد.
خاکهاي هيدرومورف در هر شرايط آب و هوايي به وجود ميآيند، لذا در طبقهبندي، جزء خاکهاي درونمنطقهاي47 قرار دارند، بهطور کلي خاکهاي هيدرومورف از تشکيل يک سفرهي آب دائمي يا موقتي که در سطح يا عمق بهوجود ميآيد تحت تأثير قرار ميگيرند.
در خاکهاي هيدرومورف دائم (گلي) سفرهي آبي، عمقي و دائمي است و در فصلهاي مختلف سال سطح سفرهي آبي داراي نوساناتي ميباشد، به طوري که در زمستان سطح سفرهي آبي بالا و در تابستان به علت تبخير و تعرق و نزولات کم، سطح سفرهي آبي پايينتر ميرود و کلاً سطح سفرهي آبي حرکات صعودي و نزولي در نيمرخ خاک دارد [11].

(2-1-2) موقعيت پارک جنگلي سيسنگان
جنگل سيسنگان با طول جغرافيايي ´47?51 تا ´49?51 و عرض جغرافيايي ´33?36 تا ´34?36، در حدود 27 کيلومتري جادهي نوشهر به نور قرار دارد (شکل 2-1). از شمال به جادهي آسفالته و درياي خزر، از غرب به روستاي توسکاتک و از شرق و جنوب به روستاي صلاح الدين کلا محدود ميشود. مساحت اين پارک در حدود 602 هکتار بوده و عمدهي سطح آن بدون جهت و شيب است.

شکل (2-1) موقعيت جغرافيايي جنگل نور و سيسنگان در زمينهاي پست اطراف درياي خزر

(2-1-2-1) وضعيت زمين شناسي جنگل سيسنگان
از نظر وضعيت زمين شناسي اين پارک متعلق به دورهي کواترنر است و وجود قطعات سنگي نسبتاً درشت از جنس آهک و دولوميت سازند اليکا مربوط به دوران دوم ترياس است که خود حاوي نکات مهم زمينساختي است و نکتهي جالب توجه در مطالعات انجام شده آهکي يا قليايي بودن بيش از حد لايههاي زيرين خاک در عرصه است که محدوديتي از نظر ريشهدواني ايجاد مينمايد [115].

(2-1-2-2) وضعيت خاک جنگل سيسنگان
قسمت غربي پارک از خاک عميق با بافت متوسط لومي سيلتي و لومي- رسي- سيلتي با pH حدود 7/6 تا 5/7 و شرايط زهکشي خوب ميباشد. اراضي ساحلي پارک داراي خاکهاي با بافت شني است و در بقيهي سطح که قسمت اعظم اراضي پارک را تشکيل ميدهد، جنس خاک از تيپ قهوهاي جنگلي آهکي تشکيل شده است به طور کلي اين

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید