عنوان کامل پایان نامه :

 تاثیر درماندگی مالی بر تامین مالی از طریق حساب های پرداختنی و اثر این نوع از تامین مالی بر عملکرد شرکت در شرایط درماندگی مالی

قسمتی از متن پایان نامه :

2-7-1 مقدمه :

طبــق بـرآورد انجمـن بــازار اوراق قرضــه (The Bond Market Association) در انتهای سال ۲۰۰۳، شرکت های آمریکایی بیش از ۵/۴تریلیون دلار اوراق قرضه منتشر کرده و در فاصله سال های ۱۹۹۴ تا ۲۰۰۳ به گونه متوسط معادل حدود ۵۰ درصد از ارزش ویژه (ارزش سهام) شرکت بدهی داشته اند.

لذا می توان نتیجه گرفت که شرکت ها به شدت به تامین مالی از طریق بدهی ها متکی هستند. با این تفاصیل، پرسشی که تاکنون از سوی فعالان بازار و دانشگاهیان به آن پاسخ خوبی داده نشده این می باشد که شرکت ها چگونه مشخص می کنند که چه درصدی از فعالیت هایشان از طریق تامین مالی از طریق بدهی تامین مالی گردد.

فرانکو مودیلیانی و مرتون میلر در مقاله مهم و اثرگذاری که در سال ۱۹۵۸ به نگارش درآورند، بحث های جدیدی را در ارتباط با اندازه استقراضی که شرکت ها بایستی انجام دهند، مطرح ساختند (هر دوی اینها، به خاطر این اثر و دیگر تحقیقات اقتصادیشان، جایزه نوبل دریافت کردند). این مقاله آن قدر معروف و شناخته شده می باشد که اقتصاددانان مالی، بیش از ۳۰سال می باشد که از آن باعنوان «تئوری[1]M&M »یاد می کنند.

این دو نشان دادند که ارزش یک شرکت (و ارزش جریانات نقدینگی آن) از نسبت قرض به ارزش ویژه ای که برای تامین منابع مالی سرمایه گذاری های شرکت بهره گیری شده، مستقل می باشد. این نتیجه گیری تکان دهنده، بر پایه فرضیات خاصی قرار داشت که در دنیای واقعی صحت ندارند؛ مثلا فرض شده بود که هیچ گونه مالیات شرکتی یا شخصی وجود ندارد، افراد به اطلاعات کامل دسترسی دارند، نرخ بهره وام اعطا شده به افراد و به شرکت ها یکسان می باشد و چگونگی پرداخت بابت دارایی ها بر روی بهره وری تاثیر نمی گذارد. با وجود این فروض، این مطالعه نقطه آغازی برای درک بهتر بدهی شرکت ها فراهم آورد..

M & M بر پایه این استدلال معتقد بودند که دو شرکت مختلف با روش های تامین مالی متفاوت، از ارزش دقیقا یکسانی برخوردار هستند. ارزش شرکتی که کاملا از طریق ارزش ویژه تامین مالی شده باشد، برابر می باشد با ارزش سهام در دست سهامداران آن. همچنین ارزش شرکتی که هم سهام و هم اوراق قرضه منتشر کرده، برابر می باشد با ارزش سهام در دست سهامداران و دیون متعلق به صاحبان اوراق قرضه. M&M در ادامه نشان دادند که اگر این دو شرکت ارزش کاملا یکسانی نداشته باشند، سفته بازان می توانند با فروش دارایی های خود در شرکتی که بالاتر از ارزش واقعی اش ارزشگذاری شده و خرید شرکتی که پایین تر از قیمت واقعی اش ارزشگذاری شده، سود تضمین شده عاری از ریسکی را کسب نمایند.

این قضیه را که نسبت استقراض به ارزش ویژه، با ارزش شرکت ارتباطی ندارد، قضیه بی ارتباطی irrelevance proposition می نامند. بسیاری از کارشناسان، بلافاصله قضیه بی ارتباطی را رد کردند؛ زیرا فرضیات محدودکننده آن با دنیای واقعی تناسبی نداشت. در سال۱۹۶۳، مودیلیانی و میلر با تمرکز بر استقراض شرکت ها، بحث خود را به گونه مشخص به سوی تعیین مالیات های شرکتی سوق دادند. تحت قوانین مالیاتی فعلی پیش از محاسبه مالیاتی که شرکت ها بایستی پرداخت کنند، بهره های پرداخت شده به دارندگان اوراق قرضه از درآمد شرکت ها کسر می گردد؛ لذا مالیات شرکتی شبیه اعطای یارانه بر پرداخت بهره اقدام می کند؛ در صورتی که نرخ مالیات شرکتی ۳۴درصد باشد، آن گاه به ازای هر دلار بهره پرداختی معادل ۳۴سنت از مالیاتی که شرکت بایستی بپردازد، کاسته می گردد. در واقع افرادی که این بهره را دریافت می کنند، بایستی مالیات آن را بپردازند. پیش روی، اگر درآمد شرکت به صورت سود سهام بین سهامداران تقسیم گردد، دو بار مشمول مالیات خواهد گردید: یک بار در سطح شرکت و بار دیگر در سطح اشخاص. پس می توان نتیجه گیری نمود که هر شرکت برای حداقل کردن مالیات پرداختی و حداکثر کردن سود بایستی سرمایه گذاری هایش را به گونه ۱۰۰ درصد از طریق قرض گیری تامین مالی کند.

این نتیجه بحث برانگیزتر از نتیجه گیری مطالعه اول بود. در عالم واقع، شرکت ها منابع مالی لازم برای سرمایه گذاری هایشان را به گونه کامل از طریق قرض گیری تامین نمی کنند. همچنین الگوهای خاص و روشنی در تصمیم گیری های مربوط به تامین منابع مالی هست. به عنوان نمونه، شرکت های نوپا در صنایعی که رشد بالایی دارند، به استقراض گرایش کمتری دارند و شرکت هایی که دارایی های ثابت زیادی داشته و در صنایع باثبات فعالیت می کنند، تمایل بیشتری به استقراض دارند

اقتصاددانان فاینانس، سه عامل دیگر را که اندازه قرض گیری برای تامین مالی را کاهش می دهند، برشمرده اند. این سه عامل عبارتند از: مالیات های شخصی، هزینه های ورشکستگی و هزینه های کارگزاری . (agency costs) شرکت ها منافع حاصل از قرض گیری مشمول سوبسید دولتی را با هزینه های این سه عامل سبک سنگین می کنند. از این رو، این مدل از ساختار مالی شرکت ها را تئوری توازی ایستا (trade off theory) می نامند.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

[1] Modigliani, Franco, and Merton Miller

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 سوالات پژوهش:

سوالات پژوهش به تبیین زیر می باشد:

  • آیا درماندگی مالی باعث افزایش بهره گیری از حساب­های پرداختنی تجاری به عنوان یکی از راه­های تامین مالی خواهد گردید؟
  • آیا تامین مالی با بهره گیری از حساب­های پرداختنی تجاری باعث بدتر شدن عملکرد شرکت­های مبتلا به درماندگی مالی خواهد گردید؟

پایان نامه - تز - رشته حسابداری